ازیناست که میگم نخونید:)

متن مرتبط با «بن بست بی انتها نیک آیین» در سایت ازیناست که میگم نخونید:) نوشته شده است

سزار بی ن....

  • نیلوبلاگ

    سلام سلام از اونجایی که کلی نوشتم و با یه اشاره بیان جان همش پرید ترجیح دادم با ریکوردر گوگل صحبت کنم تا اون برام همه چیز را تایپ کنه و امیدوارم که خوانا باشه. میخواستم براتون راجع به قضیه این چند وقت ها و سرویس شدن دهن مبارک صحبت کنم هرچی با خودم فکر می کنم میبینم که طی سه سال گذشته سه بار شدیداً حال و روزم خراب شد و کارم به بیمارستان کشید و در پس پرده هر سه تایی اونا یه سزاار بود اولیش برمیگرده به زمانی که با همسر رفتیم ولیعصر و یکی از کافه های پشت دانشکده هنر سزار گرفتیم چشمتون روز بد نبینه من مسموم شدم و حال و روزی داشتم که نگم براتون دومین مورد برای جمعه پارسال همین موقع ها بود که از محل کار رفتم میخوش یه دونه پیتزا گرفتم و از اونجایی که هوس سزار کرده بودم یه دونه سالادسزار گرفتم چند قا...

    ادامه مطلب
  • مشت های کوبنده

  • نیلوبلاگ

    اومدیم یه جایی دوتا پلاستیک شکلات دادن دست دوتا بچه تخس با یه ضربی میکوبن.. بابا اینا اشتباه گرفتن این مشتارو باید حواله اسرائیل اشغالگر کنی بچه جون مگه حمله چریکی اینجاست اینجور پرت میکنی چرا مادر پدرا توجیه نمیکنن بچه هارو...

    ادامه مطلب
  • آقا بیاید حرف بزنیم هرچی فکر کردم پستی برای انتشار ندارم(موقت)

  • نیلوبلاگ

    دارم حالا یکی میزارم ولی رمزدار رمز داده میشود به بعضی از دوستان البته...

    ادامه مطلب
  • بیاید باهم برای 29اسفند 99بنویسیم

  • نیلوبلاگ

    من معتقدم هر آدمی باید یه دفتر داشته باشه تا توش برای خدا نامه بنویسه امشب میخوام یه دفتر بردارید تا باهم یه نامه بنویسیم اول اینکه حداقل ده تا از اتفاقای خوب98 بنویسید و خدارو شکر کنید، برای سلامتیتو...

    ادامه مطلب
  • پدر پولدار، پدر بی پول

  • نیلوبلاگ

    این سومین کتابیه که امسال خوندم. و هرچی فکر کردم از کجای کتاب متنی رو انتخاب کنم و براتون بزارم به نتیجه ای نمیرسیدم. به شخصه میخوام بگم اگر میخواهید یک فرد متفاوت و موفق باشید خوندن این کتاب لطف ب...

    ادامه مطلب
  • بی بها

  • نیلوبلاگ

    خواب نمیبرد مرا یار نمیخردمرا مرگ نمیدرد مرا آه چهبی بها شدم ... +جدا فاز اینایی که میان میخونن میگن عالیه چیه؟:) +بله..خوش باشین...

    ادامه مطلب
  • بعضیا بنزم سوار شن ...

  • نیلوبلاگ

    1 وقتی باهام تماس گرفتن و گفتن میخوایم کلاس فلان استاد بدیم بهتون خیلی خوشحال شدم ولی نمیدونستم قراره اینجوری پوستم کنده شه.. بچه هایی که جلسه پنجم صفر بودن،و جلسات قبل معلمی داشتن که بهشون درس نمید...

    ادامه مطلب
  • یا من شبیه کوه برفی سرد و سنگینم؟

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی همیشگی نیست.. قلب هم شبیه لباس، روزی برای خریدارش جا باز میکند.. +شده دلتون بخواد زمین دهن باز میکرد میرفتید تو زمین و ازین حس گناه لعنتی راحت شید؟ من چندساله ... +فراتر از کسی رو نداشتن برا...

    ادامه مطلب
  • دندون عقلتم بیبی طوره کوشولو:|

  • نیلوبلاگ

    اومدم دندون پزشکی که دختر عموم هست..(دخترعموم دندون پزشک نیست) بعد شاید7/8سال اومدم دندون پزشکی!:| بس که من خاطره تلخ دارم از دندون پزشکی!تازه تصورکنید انقدر اذیتم کردن در بچگی(مدرسه هم نمیرفتم حتی) که مامان بابای من با این حد از بیخیالی با یادآوریش عذاب وجدان میگیرن میگن مارو ببخش:)) گفتن دندونات مشکل ندارن فقط بین دندونات پوسیدگی جزئی داره که با نخ دندون ...

    ادامه مطلب
  • حیوان نباشیم(غر نوشت شدید ازنوع عصبی!)

  • نیلوبلاگ

    ادمی نیستم که رو بندازم.. واگر رو بندازم کلی معذبم و به کسی رومیندازم که خیالم راحت باشه بد برخورد نمیکنه! با کلی دنگ و فنگ عمه قبول کرد مدلم بشه!انقدر پول داره که بره بهترین جا و براش مهم نباشه مدل من شدن! دوبار سر کارای دانشگاهم به لطف اونا درس گرفتم وگرنه کلی دوندگی بود و اخرش هیچی! اول مربی گفت عصرارو راه میندازیم به عمه گفتم عیب نداره عصر اخر سال میبرمت...

    ادامه مطلب
  • خواب،مرگ یا بیداری؟

  • نیلوبلاگ

    دیشب خیلی خسته بودم..علی رغم خستگی راحت خوابم نبرد..خواب دیدم و بعد بیدار شدم.. اتاقمو میدیدم حالتی که روتخت درازکشیده بودم حتی.. یهو دوتا دست که هم مرئی بودن هم نامرئی اومدن روشونه هام.. بعضا پیش اومده بود که دستم تو خواب زیر سرم بوده و بی حس و سنگین میشد و نمیتونستم تکونش بدم وقتی ازخواب میپریدم.. اما این دفعه نه بی حس نبودن ..به وضع خودم نگاه کردم به پشت خوابیده بودم و جفت دستام کنارم بود.. وحشت کردم...ترسیدم..خواستم پاشم اما دستایی که ازپایین شبیه دستای خودم روشونه هام بودن محکم گرفته بودنم.. داد زدم بابامو صدا زدم...کسی نیومد..همه خواب بودن..مامانمو صدا زدم...ناله زدم..اون دستا ولی محکم گرفته بودنم.. دست از تقلا برداشتم..وحشت زده،نمیدونم چقدر گذشت که حس کردم اون دستا رفت و میتونم تکون ...

    ادامه مطلب
  • بنده ی سرتا پا خطاکار

  • نیلوبلاگ

    آدمها تا حد مردن از خود خسته ات می کنند ترکت نمی کنند... اما مجبورت میکنند ترکشان کنی آنگاه تو میشوی بنده ی سرتا پا خطا کار...! . " هوشنگ ابتهاج " بشنوید:) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> دریافت...

    ادامه مطلب
  • با طلا بنویسید!تشکر:|

  • نیلوبلاگ

    با حرص بخاطر حرفش میگم: به میمون گفتن شاهدت کیه گفت کلاهم!! +قالت سمیرافی الوقت الغضب! خداروشکر کنید جای اون مغضوب نبودید:| +حالا برید فکر کنید ببینید من چی گفتم!میکس چندتا ضرب المثل:)) +میخنده(نمیخنده علنا میپاشه از هم:|)میگه میمون؟میگم بله میمون !!!!همونم از سرت زیاده! :| ...

    ادامه مطلب
  • بی تو مهتاب..

  • نیلوبلاگ

    با تو گفتم : حذر از عشق نه دانم نه توانم، و تو گفتی من از این شهر سفر خواهم کرد. عاقبت هم رفتی، و چه آسان تو شکستی دل غمگین مرا تو سفر کردی از این شهر ولی، ای گل خوبم، جانم من هنوزم « حذر از عشق ندانم، سفر از پیش تو هرگزنتوانم، نتوانم» *** روزها طی شد و رفت. تو که رفتی منِ دلخسته یپاک با همه درد در این شهر غریب، باز عاشق ماندم همهْ فکرمْ، همهْ ذکرمْ، آرزوهای دلِ دربدر و خسته ز هجرم، وصل و دید...

    ادامه مطلب
  • ناز میخوابیم خشم اژدها پامیشیم:|

  • نیلوبلاگ

    این کابوس واران اینا به حدی کابوس بود کهمن گاهی فکر میکنم این اتفاق افتاد چه کنم.. توی سرو صدای این پیرزنا به بدبختی خواب رفتم,گرم خواب بودم یکی توخواب داشت اذیتم میکرد.. رومو کردم اینطرف یهو یکی گفت سمیرا سمیرا! یه لحظه میخواستم بزنم تودهنش ..اماده شده بودم بزنم که چشام زودترباز شد.. میگه:انقدر نازخوابیده بودی دلمون نیومد بیدارت کنیم,الان دیدم تکون خوردی سریع اومدم بیدارت کنم! طی چندثانیه تمام ف...

    ادامه مطلب
  • دست نوشته های بی هوا

  • نیلوبلاگ

    حساسیت گرفته ام به این صدای لعنتی.. چلیک.. جوانکی عریضه مینویسد برای آقا اما.. مهرحرم میگذارد کنارش برای زیباترشدن و.. چلیک.. روبه روی ضریح خانومی باژست های مختلف عکس می اندازد.. چلیک.. همین الان که مینویسم صدای مکررش عصبانیتم راتشدید میکند.. چلیک.. ازهمین نزدیکی صدای زنی بغض آلود می آید.. "من دیگ...

    ادامه مطلب
  • لطفا به یاری بنده بشتابید:|

  • نیلوبلاگ

    به اندازه بود باید نمود..خجالت نبرد آنکه ننمود و بود....................................که هر چه هست ندارم..که هرچه دارم نیست!.................................شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد..تا گلو گیر کسی باشی و قسمت نشود؟؟...

    ادامه مطلب
  • یک خدابیامرز واقعی

  • نیلوبلاگ

    آن روزها یادت هست؟ قرارمان پیراهن و شال مشکی بود بیمارستان گریه پشت گریه یک دل سیر آغوش. می گفتم ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • خدا از حق بندش نمیگذره(کسی رمز خواست بگه)

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • دلبستگی های زمینی