در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «به من نگاه کن از مهدی یراحی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : این پست شاید به زندگی متاهلیت کمک کنه و حس باخت(رمز فقط به دوستانی که بشناسم داده میشه) و بعد از مدت ها روزنوشت و شاید بعدها به خودتون بگید کاش میدونستم و نیازمند طراح و به خودت زهر نریز و به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه! و از هر دری سخنی... و اگر بشناسمتون رمز میدم بهتون:) و من این روزها و شب خسته و من خسته تر از شب و گاهی یادت میره منم! و اعتماد به نفس و اینجوری تبریک میگن(رمز به دوستانی که بشناسم داده میشود:)) و گمونم این منم و این دوره از نامزدی:| و مرا خراب مپسند بساز
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید
من بنا به شرایط کارم و ارتباطم با خانوم ها صحبت و درد ودل های زیادی میشنوم..
یعنی به واسطه کارم اون تایمی که مشتری پیشمه برای اینکه کلافه نشه حرف میزنه باهام غالبا..
می خوام بگم طی این سه سال درد ودل خانوم ها و دل شکستگی و گلایشون از همسراشون توی سه حوزه خلاصه میشه که به ترتیب اولویت میگم!
تشکر نکردن و نادیده گرفتن زحمت هاشون..
کمتر خانومی دیدم که ازین موضوع دلگیر نباشه... خیلی هاشون میگن ما قید کمک هم زدیم فقط دلمون خوشه به قدر دانی به یه عزیزم میدونم چقدر زحمت کشیدی،
غالبا چی میگن میگن انقدر ساله با شوهرمون زندگی کردیم با همه چیش ساختیم ولی هنوز فکر میکنه اگر یه دستت درد نکنه بگه من پررو میشم!
یا خانم های شاغلی که میگن خسته از سرکار میایم و آشپزی و کار خونه و... ولی دریغ از یه تشکر کلامی دریغ ازینکه متوجه خستگیمون بشن.. وقتیم میگی بابا منم سرکار بودم میگن تو خانم خونه ای فرق ...
ادامه مطلب برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب...
ادامه مطلب 1
دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی!
2
من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی .
رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...
ادامه مطلب این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم..
ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و...
حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟
ازینجای داستان!
من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم..
حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی نداره! یه روند فرسایشیه! میگی چرا؟
یه پازل یا دومینو یا حتی ازین سازه های دست ساز درنظر بگیرید که می...
ادامه مطلب شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> ...
ادامه مطلب انسان وقتی صبح با قلبی گرفته بیدار می شود
و مجبور است قبل از این که بخوابد پانزده ساعت وقت کشی کند!
دیگر آزادی به چه دردش میخورد؟!
سن عقل ژان پل سارتر
+افتادم تو تله کمال گرایی مفرط. وانقدر تنده که باعث کندتر شدن حرکتمم شده.. و انقدر شدیده که فقط همه چیز رو ازار دهنده میکنه و از حالت کمال گرایی موثر و سودمند خارج شده.و به افسردگی منفعل تبدیل شده.. البته که وضعیت مملکت هم بی تاثیر نیست.. دلم میخواد با بی خیال با دلخوشی بیشتر زندگی کنم به قولی:
تو بی خودی این قدر به خودت زهر نریز.
تمام می شوی.
مگر آدمیزاد چیست؟
می گویند از سنگ سخت تر است، اما از گل هم نازک تره.
تو خودت را کاهیده ای!
کلیدر محمود دولت آبادی ...
ادامه مطلب نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟
اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده.
بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و...
به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده
و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره..
و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه..
یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه ...
ادامه مطلب این روزا شبیه یه توفانه، که راحت میتونه از ریشه درت بیاره..
احساس بی ریشه بودن خیلی حس بدیه.. اینکه خودتو وسط شلوغی گم کنی..
کلافگی حس بدیه...
امیرحسین دوسالشه مریض شده بود مطب دکتر حالش بد بود کوفته بود ولی نمیخواست به این کوفتگی تن بده ولی نمیدونست چجوری؟
داد میزد آخه من چیکار کنم؟؟؟
کلافگی بنظرم این شکلیه. مدت هاست اینجور وقتا خودمو امیرحسین دوساله ای میبینم که کلافه است و نمیدونه باید چیکار کنه..
امروز سالن بحث ظلم به اسم اسلام بود یکی میگفت نرید مراسما تا اینا اینو تو بوق و کرنا نکنن.. گفتم به این فرمون پیش بریم بخاطر اینا باید کل اعتقاداتمومو ببوسیم بزاریم کنار پس!نمیشه که..
فکر مهاجرت فکر عجیبیه شبیه چاقو دوسر تیزه شبیه همون کلافکی اخه من چیکار کنم..
یه سرش فکر آینده آرامش بیشتر و پیشرفت و بچه آینده و... است، یه فکرش اما خانواده.. تصور دور شدن از خانواده و هزار فکر دیگه همین ...
ادامه مطلب برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
...
ادامه مطلب این روزای من شده غصه..
استرس..ترس، ترس،ترس...
معده درد، حالت تهوع.....
ادامه مطلب این روزا دستم به نوشتن نمیره..
چندبار تصمیم گرفتم پست بنویسم ولی به محض موکول کردنش به وقت دیگه دیگه حوصلشو نداشتم!
این روزا حتی دغدغه های دیگران هم دیگه برام جالب نیست...حتی عصبیم میکنه
حرفاشونو میخونم یا میشنوم و میگم خب که چی؟
الان من چی بگم؟
و غالبا سکموت میکنم
دیروز به الف که آهنگه "بارون اومد و یادم داد" افتاده ورد زبونش برای بار چندم گفتم نخون میری رو اعصابم
واخر وقت که داشتم جمع میکردم و صداش شنیدم گفتم چند بهت بدم دیگه دهنتو ببندی؟
حقیقتا فکر میکنم این روزا حوصله صداشو هرچی که بخونه ندارم
من زیاد گریه نمیکنم یعنی گریه هام بی صداست بغض و اشکه از بچگی همین بوده.. تو سکوت در خفا بی صدا..
انقدر که دفعات گریه های بلندم محدوده و برای همین تقریبا تک تکشو یادمه..
ولی امروز تا سالن ماسک زدم و عینک افتابی گذاشتم, شیشه هارو هم دادم بالا..
و تا خود سالن بلند گریه ک...
ادامه مطلب وسط بحثو دعوا یهو میگفت
_منم!
راستش اونقدری سرگرم گله و لجبازی بودم که توجه نمیکردم در جواب همه حرفام فقط میگه منم
حواسم نبود اصلا بپرسم یعنی چی منم؟
بدتر حرصی میشدم و آتیش معرکه بالا میگرفت و کار میرسید به اونجا که نباید!
یبار اما وقتی گفت منم، دیگه سکوت نکرد داد زد : منم!
اینکه داری باهاش میجنگی منم!
دشمن نیست، غریبه نیست، رهگذر کوچه خیابونم نیست!منم!
نه شمشیر دستمه نه سنگر گرفتم جلوت، نه قراره باهات بجنگم!
میبینی دستام بالاست؟تسلیمم!
نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم،فقط به حرمت عشقی که توگاهی از یاد میبریش
یه وقتایی اگر سکوت نمیکنم برای این نیست که حرفی واسه گفتن ندارم
فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنم چیزی رو
یادم نمیره اونی که جلوم وایساده تویی
ولی تو انگار یادت میره اینی که داری زخم رو زخمش میزنی، زخم زبونش میزنی منم!
میفهمی؟ منم!
+طاهره اباذری هریس ...
ادامه مطلب 1
آقا پست قبل دوست نداشتم کلی منتظر کامنت بودم نیومدین بعد میگین چرا ما فرار مغز ها داریم خب دریابید منو:|
2
حقیقتا دلم میخواد من سه سال پیش پاشه بیاد یه لگد هوارم کنه بلندم کنه یه هل بده ازین وضع درام... اه اه
البته خیلی هم دلم میخواد یه چی بزنم روشن شم:دی منظورم یه ب کمپلکسی نوروبیونی چیزیه...
ادامه مطلب برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
...
ادامه مطلب چند وقت پیشا چالشی برگزار شد از ایدش خوشم اومد و تصمیم داشتم اولین فرصت اجراش کنم. پس میخوام خودمو توصیف کنم
اول از همه: یک همیشه محافظه کار سختگیر
آدمیم که از نظرم حریم واژه ای که به همه ابعاد زندگ...
ادامه مطلب
دوروزه دارم میگم پیتزا پیتزا، می دونن من عاشق پیتزام
گفتم شما هم میخورید؟ داداشم گفت پیتزا میخوای سفارش بدی؟ نوچ نوچ نوچ
مامان بابا گفتن مگه میشه پیتزا خورد؟؟
امشب قبل سفارش گفتم دوتا بزرگ بگیرم؟من ...
ادامه مطلب
خدایا مارو اینجوری نپسند.
خدایا مارو به حال خودمون نزار..
مگه نه که یه جوی آب کثیف بریزه به دریا زلال میشه.. دریا که وسط اون همه زلالی نمیزاره کثیف بمونه..
حل میشن زلال میشه..
خدا تو که خودت دریارو ...
ادامه مطلب هرچه فکرش را می کنم میبینم برای این حجم از درماندگی برنامه ریزی نکرده بودم
تسکینی کنار نگذاشته بودم، حسابش را نمیکردم غمی این چنین خواب را از چشمانم بگیرد
چشم هایم را میبندم...
چشم هایم را باز میکنم، از کی شب ها انقدر بی رحم شده اند؟
به گمانم آدم از تنها چیزی که در خودش خبر ندارد همین است:
زور بازوی عشق در نابودی اش.....
ادامه مطلب یه وقتایی دلم خیلی میگیره...یه وقتایی انقدر بهم میریزم که فکر می کنم اوضاع واقعا خرابه، یه وقتایی انگار نا امید میشم.ولی میدونی همیشه سعی میکنم مچ خودمو بگیرم و به خودم نهیب بزنم که تو وصلی به خدا!
که...
ادامه مطلب سلااااام خب در ادامه این پست که بهتون درمورد ورزش کردن و باید و نباید های ورزش اصولی که مانع اسیب به زانو بشه گفتم. اما بنظرم اومد اگه آپدیت هارو ادامه همون پست بزنم ممکنه حوصلتون سر بره و کسیم تازه پ...
ادامه مطلب
سلام دوستان شبتون بخیر امیدوارم درکمال صحت و سلامت به سر ببرید
این مدتی که گذشت به دلایلی مجبور به قطع ارتباط با تقریبا همه ی دوستان شدم..
یه سری اتفاقات پیش اومد که شکر خدا تا اینجا که بخیر گذشت.. ...
ادامه مطلب شب ها بی اندازه بی رحمن.. بعضی وقتا جوری قلبم خالی میشه که حس میکنم شاید برای لحظه ای یادش رفته بتپه..
یا مغزم از فشار این همه فکر انقدر درد میکنه و سرم داغ میشه که تو ذهنم میبینم خون از گوشام داره م...
ادامه مطلب
به روز هایی رسیده ام که دیگر،
چندشنبه هایش مهم نیست!
همه ی آدم ها و روزهایش..
همه جمعه شده اند.
+چقدر از دنیا و آدماش زده ام.. حتی از آدم خوبا!اصلا همه چی تقصیر این خوباست..
آدم که از بدا انتظاری...
ادامه مطلب
یه روزایی دلم اگه خواننده بود صداش عین صدای بنان میشد اونجا که با اوج غم تو صداش میگه:
آه، ای الهه ی ناز با غم من بساز...
کین غم جان گداز برود ز برم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های ص...
ادامه مطلب
خواب نمیبرد مرا
یار نمی خرد مرا
مرگ نمیدرد مرا
آه چه بی بها شدم ...
+جدا فاز اینایی که میان میخونن میگن عالیه چیه؟:)
+بله..خوش باشین...
ادامه مطلب لعنتی اسمش سردرد است. اوج که میگیرد، درد بی درمان است...تمام جسم و جانم را زیرو رو میکند..آن روی مدفون شده را....
انگار که گدازه ای در جمجمه ام گذاشته باشند همانقدر تبدار..میسوزم...
داشتم میگفتم آن...
ادامه مطلب 1
دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم
گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی
نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟
خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم،
فکر کردم با عمم من...
ادامه مطلب
دلم به رنگ اناری پر از بهانه شده
هزار بار شکسته، هزار دانه شده ...
ادامه مطلب
نه فضیلم
نه امنم!
عاق شده ای هستم
بی وزن..
پهلوانی پنبه ایم که بعد از جدا جدا شده الیافم،
"حلاج" شده ام......
ادامه مطلب میگن جنس خانما حرف زدن دوست داره،دوست داره وقتی کوچکترین دردی سختیی غمی داره بیان کنه..
دروغ چرا؟ولی من خیلی مغرورم که بزارم کسی بدونه احساس ضعف دارم، بدم میاد بهم بگن
چته، حالا چت شده،عجب..
میدونید...
ادامه مطلب