ازیناست که میگم نخونید:)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «جك اعتماد به سقف» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : این پست شاید به زندگی متاهلیت کمک کنه و حس باخت(رمز فقط به دوستانی که بشناسم داده میشه) و شاید بعدها به خودتون بگید کاش میدونستم و به خودت زهر نریز و به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه! و اگر بشناسمتون رمز میدم بهتون:) و اعتماد به نفس و اینجوری تبریک میگن(رمز به دوستانی که بشناسم داده میشود:)) و بی بها و پهلوانی پنبه ای.. و ارادتمند بهارنارنج و به وقت شام یا دورهمی وبلاگی؟! و بهارنارنج را چگونه میپندارید؟ و بلاخره گفتم اینو بگم بهتون:) و بهارنارنج وارد میشود^_^ و بد به دلم می

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید

این پست شاید به زندگی متاهلیت کمک کنه

من بنا به شرایط کارم و ارتباطم با خانوم ها صحبت و درد ودل های زیادی میشنوم.. یعنی به واسطه کارم اون تایمی که مشتری پیشمه برای اینکه کلافه نشه حرف میزنه باهام غالبا.. می خوام بگم طی این سه سال  درد ودل خانوم ها و دل شکستگی و گلایشون از همسراشون توی سه حوزه خلاصه میشه که به ترتیب اولویت میگم! تشکر نکردن و نادیده گرفتن زحمت هاشون.. کمتر خانومی دیدم که ازین موضوع دلگیر نباشه... خیلی هاشون میگن ما قید کمک هم زدیم فقط دلمون خوشه به قدر دانی به یه عزیزم میدونم چقدر زحمت کشیدی، غالبا چی میگن میگن انقدر ساله با شوهرمون زندگی کردیم با همه چیش ساختیم ولی هنوز فکر میکنه اگر یه دستت درد نکنه بگه من پررو میشم! یا خانم های شاغلی که میگن خسته از سرکار میایم و آشپزی و کار خونه و... ولی دریغ از یه تشکر کلامی دریغ ازینکه متوجه خستگیمون بشن.. وقتیم میگی بابا منم سرکار بودم میگن تو خانم خونه ای فرق ...

ادامه مطلب

حس باخت(رمز فقط به دوستانی که بشناسم داده میشه)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

ادامه مطلب

شاید بعدها به خودتون بگید کاش میدونستم

این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم.. ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و... حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟ ازینجای داستان! من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم.. حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی نداره! یه روند فرسایشیه! میگی چرا؟ یه پازل یا دومینو یا حتی ازین سازه های دست ساز درنظر بگیرید که می...

ادامه مطلب

به خودت زهر نریز

انسان وقتی صبح با قلبی گرفته بیدار می شود و مجبور است قبل از این که بخوابد پانزده ساعت وقت کشی کند!   دیگر آزادی به چه دردش میخورد؟!   سن عقل ژان پل سارتر +افتادم تو تله کمال گرایی مفرط. وانقدر تنده که باعث کندتر شدن حرکتمم شده.. و انقدر شدیده که فقط همه چیز رو ازار دهنده میکنه و از حالت کمال گرایی موثر و سودمند خارج شده.و به افسردگی منفعل تبدیل شده.. البته که وضعیت مملکت هم بی تاثیر نیست.. دلم میخواد با بی خیال با دلخوشی بیشتر زندگی کنم به قولی: تو بی خودی این قدر به خودت زهر نریز.  تمام می شوی. مگر آدمیزاد چیست؟  می گویند از سنگ سخت تر است،  اما از گل هم نازک تره.  تو خودت را کاهیده ای!   کلیدر محمود دولت آبادی ...

ادامه مطلب

به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه!

نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟ اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده. بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و... به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره.. و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه.. یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه ...

ادامه مطلب

اگر بشناسمتون رمز میدم بهتون:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

اعتماد به نفس

1 آقا پست قبل دوست نداشتم کلی منتظر کامنت بودم نیومدین بعد میگین چرا ما فرار مغز ها داریم خب دریابید منو:| 2 حقیقتا دلم میخواد من سه سال پیش پاشه بیاد یه لگد هوارم کنه بلندم کنه یه هل بده ازین وضع درام... اه اه البته خیلی هم دلم میخواد یه چی بزنم روشن شم:دی منظورم یه ب کمپلکسی نوروبیونی چیزیه...

ادامه مطلب

اینجوری تبریک میگن(رمز به دوستانی که بشناسم داده میشود:))

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

بی بها

خواب نمیبرد مرا یار نمی خرد مرا مرگ نمیدرد مرا آه چه بی بها شدم ... +جدا فاز اینایی که میان میخونن میگن عالیه چیه؟:) +بله..خوش باشین...

ادامه مطلب

پهلوانی پنبه ای..

نه فضیلم نه امنم! عاق شده ای هستم بی وزن.. پهلوانی پنبه ایم که بعد از جدا جدا شده الیافم، "حلاج" شده ام......

ادامه مطلب

ارادتمند بهارنارنج

1 زیر پستی که زن از کشتن دخترش برای جلوگیری از کشته شدن جوانان دو قبیله صحبت کرده است شخصی نوشته: زیاده روی در دین یعنی همین حالا سوالاتی که مطرح میشود این است اینکه خود زن گفته بخاطر رسوم قبیله است ...

ادامه مطلب

به وقت شام یا دورهمی وبلاگی؟!

همینطور بی مقدمه بگم ک پوشیدم که به سانس ساعت4 قرارم با مریم برسم! پسر خالم بود نشستم کنارشون گفت:میخوای با خاله بیام برسونمت هوا داغه،میری دانشگاه؟؟ گفتم نه سینما،که گفت سینما؟؟؟پس باهمون تاکسی برو:|:)) خلاصه بلاخره رسیدم مریمو دیدم و رفتیم فیلم ببینیم خب فیلم به وقت شام غمگین بود..من تمام مدت خیره شده بودم و تماشا میکردم و به فین فین مریم گوش میدادم وبه دو...

ادامه مطلب

بهارنارنج را چگونه میپندارید؟

راستش دیروز که مریم دیدم یه بحث جالب پیش اومد که وسوسم کرد نظر شمارو هم بدونم. مریم اولین حرفی که راجع به تصورش از من گفت این بود که:خیلی ازونچه تصور میکردم خوشکل تری! راستش با اون خیلییییی که گفت تو دلم گفتم مگه منو چی تصور کرده بود؟:| گذشت و گذشت تا مریم دلو زد به دریا گفت اوایلی که وبت میومدم اصلا ازت خوشم نمیومد،بنظرم یه دختر افاده ای بودی که میخواست ت...

ادامه مطلب

بلاخره گفتم اینو بگم بهتون:)

راستش همیشه دلم میخواست بلاگرارو از نزدیک ببینم.. گاهی هم حتی اواتار بعضیارو میدیدم پیش خودم میگفتم هدفش از انتخاب این عکس چی بوده؟! حالا میخوام جسارتشو پبدا کنم و ازتون چیزی رو بخوام اول اینکه،اواتارتون دقیقا چیه و هدفتون و چرایی انتخابش که عمومی بگید دوم اگر دوست داشتید عکستونو خصوصی برای من بفرستید که محفوظه و فقط خودم میبینم و بعد دیدن حتی کامنتتون را پا...

ادامه مطلب

بهارنارنج وارد میشود^_^

کلی گشتم تا یه مدل خاص و زیبا با پارچه های زیبا انتخاب کنم.. وخب مثل همیشه یانه بهتره بگم خیلی بیشتر از همیشه عاشقش شدن همه.. لباس دوتیکست..زرشکی ساده و یه پارچه گل گلی...یه جفت کفش داشتم واسه خیلی سال پیش البته بهتره بگم مامان داشت:دی با اضافه پارچه گل گلیه اینارو درست کردم ست لباسم:)البته یه پاپیون خوشکل کم داره که ردیفش میکنم^_^ ^_^خوشحالم زود باشین عروس دوماد شید منم دعوت کنید بپوشم بیام^_^ ...

ادامه مطلب

بد به دلم میشینه بد!

گوش بدی و اشک... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> دریافت ...

ادامه مطلب

روزنوشت یک بهارنارنج خسته

1 دعای خوبی نیست..شایدم کار درستی نیست.. ولی خدا از سر اونایی که باجون ادما بازی میکنن نگذره.. از سر بعضی ازین دکترا!! با این حال وضع همین مونده بود با تجویز داروی اشتباهی یه ابله مسموم شم! توقهی نمیشه داشت دکتری که دیرمیاد برای فقط رد کردن مریضا پنج دقیقه هم وقت نمیزاره و اونوقت دارویی مینویسه که ربطی به بیماریش نداره! 2 هنوز که هنوزه با دیدن سریال جومونگ یاداون نابغه هایی میوفتم که عاشق سوسانو شدن.ومیخواستن باهاش ازدواج کنن.. واونایی که اصرار داشتن اسم بچشونو بزارن سوسانو.. واقعا فازشون چی بود؟تا این حد ...؟؟! 3 امروز از صبح باوجود این مسمویت همش سرپا بودم و درحال تحرک.. وهی از شدت سردردو سرگیجه سرمو فشارمیدادم بماند که اسید معدم اومد تو دهنم ..وتمام مدت دهنم مزه تلخ زهرمار میداد خستم(جسمی) واقعا دیگه نمیکشم(جسمی) خوابم میاد ولی انقدر خسته و سردردم که خوابم نمیبره فعلا ازلحاظ روحی ...

ادامه مطلب

بودن به سبک آدمی مرده..

در جهانی که پر از فرضیه های شدن است.. واقعا سوختم و باختم و دود شدم.. آنکه جان کند و خطر کرد و به بالا نرسید.. آنکه دایم هوس سوختن ما میکرد.. آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید..کاش می امد و از دور تماشا میکرد.. +خدایا امروز خیلی شنیدم..توهم شنیدی؟؟نشنیدی..نشنیدی!شنیده بودی دلت به حالم سوخته بود.. ندیدیم..دیده بودی حسرت مرگ به دلم نمیزاشت اون حرفا.. پ.ن:تلخه؟دوست ندارید؟نخونید عنوان معلومه..بازنک...

ادامه مطلب

حکایت گنجشکی با سربه شیشه خورده است

هرچندکه میدونم از لج دادن من لذت میبره.. هرچندکه میدونم بیشعوره.. ولی میدونه چی بگه کبابم کنه.. همینه که میگم حس میکنم تو سخت امتحانیم... هرکی کج تر میره حالش بهتره..همش دورم پرشده ازین چیزا...ازین آدما.. اینجاست که میگم امتحان سختیه.. گفت:ازحال و روزاین چندماهت معلومه دعا ونماز کی قبول بوده..برو برو مشهد ومیخنده.. دروغ نمیگه.. گاهی خودمم نمیکشم.. انگار هرچی میخوام راه راست برم...همونقدر دارم می...

ادامه مطلب

مستر کاظم به روح اعتقاد داری؟

ازمن بخوانید.. هستم اگر خسته ام... ولی وژدانن خسته ام... :| اصن.. اصن تو روح قلمچی:/ دلم برا نوه داییم تنگ شده:(((( این بچه بیشترین کلمه ای که درطول روز استفاده میکنه اینه کشافط(koshafat) :/ ...

ادامه مطلب

بهارنارنج

سلاممم:دی ازمون7:45پاشدم دیگه نمیرسیدم:))بجاش شنله برم احتمالازبان وای خیلی سخت بود اولش سوالای اول همه روباشک زدم بعد لیسنینگ گذاشت وحشتناک سخت بود دیگه ناامیدشدم:/ولی سعی کردم خودموجمع وجورکنم :دی روبرگه81شدم کلاسیم92:دی ...

ادامه مطلب

خدا حواسش به دیوانه هاهست:دی

خدایا فردا باید گرسنه و تشنه برم کنکور.. چهارشنبه ام فاینال وای وای..علاوه براون نامه یه ایمیلم باید بفرستم... خدایا منو نکش حیفم:)) فقط به حق این ساعات عزیزکه جمیعا روبه موتیم از گرسنگی این تنبلی رو ازمن بگیر:دی بله همینجا بودکه فرشته ی سمت راستم زد روشونم گفت:داداش یکم دیرنیس؟ داداش اشتبا نزدی؟:| ...

ادامه مطلب

به فاطمه..

دست بندی که قبلا وب عکسشوگذاشته بودم گم شد.. همونکه روش نوشته بود خدا.. همونکه گفتم خیلی دوسش دارم.. ولی امروزیه هدیه گرفتم ..یه تسبیح قشنگ که توسط خدام به ضریح وقبر اصلی تبرک شده:) امروز خیلی پرم خیلی.. پراز خودم.. ازسالای پوچ زندگیم ... که وای براین بندگی ومرگ براین زندگی .. دلم نمیخواد خاطره ی ...

ادامه مطلب

دختر یعنی..گاز هم میچسبه:دی

دختر شیرین ترین موجود جهان که خیلی ناز گاز میگیره^_^ وحتی اون گاز شونده هم خوشش میاد ازین گازا! بصورتی که درکودکی مادر وگاها پدر خودشون دستشون باکمال میل میدن گاز بگیره! از یه سنی به بعد این عمل روی پدر صورت میگیره وپدر میخنده!وآخ میگه اگه شدتش زیاد باشه! وبعد هم به همسرش:دی یعنی انقدراینکار کیف م...

ادامه مطلب

به داد خودت برس

جایی باید دست از گذشته بکشی آمد بود خندید رفت را از حافظه ات پاک کنی جایی باید به سرعت خودت را جمع و جور کنی محکم بزنی توی گوش خودت و بگی به داد خودت برس لعنتی بلند شو تو دو بار به دنیا نمی آیی +چه پیشنهاد خوبی بود تخلیه افکار منفی جایی که کسی نخونه و خودم باشم و خودم.. یه تنهایی بکر..که تمام تلخ...

ادامه مطلب

لطفا به یاری بنده بشتابید:|

به اندازه بود باید نمود..خجالت نبرد آنکه ننمود و بود....................................که هر چه هست ندارم..که هرچه دارم نیست!.................................شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد..تا گلو گیر کسی باشی و قسمت نشود؟؟...

ادامه مطلب

آمدم..آمدنم بهر چه بود..

سلااااااام:) هرکی ندونه فکر میکنه بعد از سه سال برگشتم پنلم.. حالا خوبه هرچندوقت یک بار سرمیزدم:) تا فرداشب باشم احتمالا:)...

ادامه مطلب

من به این جمله ی خود سخت ایمان داشتم

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست یک زمان پیش آمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوبِ من من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم کاظم بهمنی +میخواستم برای عکس پست این دست خط خودمو بزارم..اما علی رغم اینکه همه تلاشمو کردم خوب شه زیاد خوب نشد:) +به قول علیرضا الیاسی"مرزی فراتر از وطنم درد میکند" ...

ادامه مطلب

به زانو در می آیی عاقبت..

وضو میگیرم سجادمو میندازم.. لامپارو خاموش میکنم.. چادرنمازمو میکشم رو صورتم.. خدایا نیومدم نماز بخونم..اومدم باهم حرف بزنیم.. نیومدم بگم درستش کن.. فقط بریدم..یه چی بگو یه راه جلو پام بزار خدا چشمم افتاد به قران.. بازش کردم:ای پیامبر به آنچه به تو وحی شده عمل کن:نماز را به پا دار.. سه رکعت نماز بغض میخوام الله اکبر.. من جلوی 99درصد به زانو در اومدم.. خدایا صبر..صبر.. میلرزم و این کمترین تاثیر بعد یه عمر دویدن و به زانو در اومدنه... من از ماه صفر بیزارم.... ...

ادامه مطلب

اعتماد به سقف

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

ادامه مطلب