ازیناست که میگم نخونید:)

متن مرتبط با «خصوصی های یک زن» در سایت ازیناست که میگم نخونید:) نوشته شده است

این پست شاید به زندگی متاهلیت کمک کنه

  • نیلوبلاگ

    من بنا به شرایط کارم و ارتباطم با خانوم ها صحبت و درد ودل های زیادی میشنوم.. یعنی به واسطه کارم اون تایمی که مشتری پیشمه برای اینکه کلافه نشه حرف میزنه باهام غالبا.. میخوام بگم طی این سه سال  درد ودل خانوم ها و دل شکستگی و گلایشون از همسراشون توی سه حوزه خلاصه میشه که به ترتیب اولویت میگم! تشکر نکردن و نادیده گرفتن زحمت هاشون.. کمتر خانومی دیدم که ازین موضوع دلگیر نباشه... خیلی هاشون میگن ما قید کمک هم زدیم فقط دلمون خوشه به قدر دانی به یه عزیزم میدونم چقدر زحمت کشیدی، غالبا چی میگن میگن انقدر ساله با شوهرمون زندگی کردیم با همه چیش ساختیم ولی هنوز فکر میکنه اگر یه دستت درد نکنه بگه من پررو میشم! یا خانم های شاغلی که میگن خسته از سرکار میایم و آشپزی و کار خونه و... ولی دریغ از یه ت...

    ادامه مطلب
  • بعد از مدت ها روزنوشت

  • نیلوبلاگ

    1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ا...

    ادامه مطلب
  • پشت هر زن قویی یه مرد حامی بوده!(اقایون بخوانند)

  • نیلوبلاگ

    صادقانه به عنوان یه زن بگم: با زن جماعت کار کردن خیلی سخته اما بزارید یه چیزایی رو بهتون بگم.. من از همون زمان مجردی به خانم ها و روابطشون با همسرشون خیلی دقت میکردم.. ۱.من زنای زیادی دیدم که قدرت تصمیم گیری و انتخاب برای خودشون در خرید یک جفت کفش هم نداشتن و منتظر بچه هاشون یا دیگرانی بودن که براشون انتخاب کنن و به اتفاق همه این زنا که من دیدم افرادی بودن که بخاطر انتخاباشون در گذشته از طرف همسرشون تحقیر یا شماتت شدن! ۲.من خیلی زنا رو دیدم که دیگه شجاعت پشت فرمون نشستن نداشتن چون بعد از یک تصادف یا مورد اینجوری انقدر سرکوفت شنیدن یا استرس و حس عدم توانایی از همسرشون بهشون تزریق شده که دیگه تا ماشین میبینن دست و پاشونو گم میکنن ۳.یه مشتری داریم که وضع مالی خوبی دارن و معلومه از لحاظ مالی در...

    ادامه مطلب
  • برای چی زنده اید؟

  • نیلوبلاگ

    1سلام و درود ...

    ادامه مطلب
  • مشت های کوبنده

  • نیلوبلاگ

    اومدیم یه جایی دوتا پلاستیک شکلات دادن دست دوتا بچه تخس با یه ضربی میکوبن.. بابا اینا اشتباه گرفتن این مشتارو باید حواله اسرائیل اشغالگر کنی بچه جون مگه حمله چریکی اینجاست اینجور پرت میکنی چرا مادر پدرا توجیه نمیکنن بچه هارو...

    ادامه مطلب
  • اینجوری تبریک میگن(رمز به دوستانی که بشناسم داده میشود:))

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • یک قدم

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • آقا بیاید حرف بزنیم هرچی فکر کردم پستی برای انتشار ندارم(موقت)

  • نیلوبلاگ

    دارم حالا یکی میزارم ولی رمزدار رمز داده میشود به بعضی از دوستان البته...

    ادامه مطلب
  • دختری که رهایش کردی

  • نیلوبلاگ

    خواستم براتون از لذت خوندنش بگم، که بنظرم اومد همین کافیه:) من که دوست داشتم. می دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشت...

    ادامه مطلب
  • یک نفر آدم

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم .... نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد +یک نفر آدم، به اندازه ده نفر خسته.. و به اندازه یک شهر دلگیر +خسته هستم!آیا میشناسیدم؟...

    ادامه مطلب
  • لبخند بزن

  • نیلوبلاگ

    ,لبخند, بزن گرچه دلت پر شده از درد تا گریه نفهمد به سرت غصه چه آورد... برگرفته شده از cofe-sher.blog.ir...

    ادامه مطلب
  • موهایم هوس دست نوازش دارند..

  • نیلوبلاگ

    لعنتی اسمش سردرد است. اوج که میگیرد، درد بی درمان است...تمام جسم و جانم را زیرو رو میکند..آن روی مدفون شده را.... انگار که گدازه ای در جمجمه ام گذاشته باشند همانقدر تبدار..میسوزم... داشتم میگفتم آن...

    ادامه مطلب
  • و بعد از مدت ها،روزنوشت

  • نیلوبلاگ

    1 دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟ خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم، فکر کردم با عمم من...

    ادامه مطلب
  • من پای بدی های "تو" هم میمانم

  • نیلوبلاگ

    ساعتی را میهمان من باش..خیالت راحت تنها یک مهمانی ساعتی است، راه ما از همان اول جدا بود و هست..دیگر اصرار به گره خوردن این راه نیست،اصرار که نه،حتی میل و اشتیاقی هم نیست..اخریین بار که خواستی گره ر...

    ادامه مطلب
  • سرتان را زیر برف نکنید!این یک حقیقت است.

  • نیلوبلاگ

    یبار یه نفر یه حرفی بهم زد،خیلی برام گرون تموم شد،خیلی بهم برخورد امروز با دوستم رفته بودیم بیرون جلوی این عروسک فروشیا ادا در میورد دوستم و داشتیم میخندیدیم یاد اون حرف افتادم دیدم تو این موقعیتم م...

    ادامه مطلب
  • اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:|

  • نیلوبلاگ

    1 ربات های گوشیا چه چشم سفید شدن بهش میگم نظرت درمورد ازدواج چیه؟ میگه: I am still waiting for the right electronic device to steal my heart من:| 2 درحالی که سرفه میزنم دلمو میگیرم و میگم آخ میگه دق...

    ادامه مطلب
  • یک اتفاق خوب کم دارد..رخ بده!

  • نیلوبلاگ

    کاش نه اندوهی و نه افسوسی،که هزار پاره خوشی میبارید بر سرمانآرزو کردن که عیب نیست،دلم هر گاه و بیگاه فقط یک چیز میخواهد"خوش خبری"+از بهاره کیان افشار با کمی تغییر ...

    ادامه مطلب
  • گول نزن..

  • نیلوبلاگ

    هیچوقت درک نکردم واژه ی نمیرسم رو.. وقتی کسی که دوست داره برات وقت نداشته باشه.. یعنی یه ادم توی 24ساعت روز برا ادمی که دوسش داره قد یه حال و احوالم وقت نداره؟حتی درگیرتریش مسخرست.. یا آدمهایی که مرا...

    ادامه مطلب
  • تنهایی من..

  • نیلوبلاگ

    -دقت کردی وقتایی که ناراحتی،چقدر باید نازتو کشید آخرشم حرف نمیزنی؟ +یکی دیگم اینو بهم گفته بود.. -بابا تو دختری خیر سرت یکم گریه کن ناز کن الکی ناز بیا گریه کن. +اینم آشناست،یکی گفته:) -میخوای به همی...

    ادامه مطلب
  • هراس تنهایی

  • نیلوبلاگ

    قبل رقصیدناز جیب این کتی که سال ها نپوشیده بودمشپروانه ای یافتم کهجز خرده رنگ هایی به هم ریختهسرِ انگشتانم،چیزی از بال برایش نمانده بود.بگذار بنشینمدست هایم صورتت را قاب گرفته،دارم نوازشت می کنم اماحالم اصلا خوب نیست.فکر می کنموقتی زنی گونه اش برق می زند،رنگیجاییاز هراس تنهاییپریده. ...

    ادامه مطلب