ازیناست که میگم نخونید:)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «روز» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بعد از مدت ها روزنوشت و من این روزها و هفته ای یه روز آدم باش و عشق در روزگار کرونا و دیروز امروز هفته آینده و و بعد از مدت ها،روزنوشت و روز نوشت(وی خیلی نوشت!:|) و اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:| و روز نوشت+عکس و روزنوشت خیلی خلاصه و روزنوشت یک بهارنارنج خسته و روزنوشت(عیدانه) و آنچه امروزگذشت راشرح دهید 2نمره( موقت ) و هدیه:) و روزنوشت و بعضی روزها و روزنوشت(نمیدونم چندم) و روز نوشت:)) و روزنوشت:|بدانید و آگاه باشید:|

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید

بعد از مدت ها روزنوشت

1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی . رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...

ادامه مطلب

من این روزها

این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....

ادامه مطلب

هفته ای یه روز آدم باش

۱ دیشب توی قطار یه فیلم جالب گذاشته بودن که خب از نیمه فیلم رو دیدیم ولی کلیت فیلم از همونجا متوجه شدم.. توی این فیلم میاد تقابل دو نگاه به زندگی نشون میده که اولیش قالب اصلی زندگی هممونه، نگاه اولش نگاه کارمندیه، سر تایم بیدارشی سر تایم بخوابی استرس کار همه چی رو برنامه، همه برنامه ریزی ها بر اساس کار، بچم یه روز از درسش نیافته  درسخون باشه معدل اول باشه و.... و بعد نشون میداد چقدر این چهارچوبای الکی مارو از لذت زندگی محروم کرده! چقدر غرق زندگی منضبط کارمندی هستیم و از لذت و هیجان زندگی دوریم! آخر فیلم یه دیالوگ قشنگ به این مضمون بود: همه ما وقتی جای هستیم که بهمون خوش میگذره و کنار عزیزانمون هستیم فکر میکنیم چیزی نیست و بازم تکرار میشه، درحالی که شاید اینبار آخرین بار باشه! من زنمو کنار این دریاچه از دست دادم و این آخرین باری بود که خوشحال بودم... ۲ روحیه ریسک پذیری خیلی خوبه، روح...

ادامه مطلب

عشق در روزگار کرونا

نه که خیال کنی آدم جا زدن باشم! نه.من فقط ترسیده ام، نگرانم!دلم گرفته و حس میکنم جای من کاکتوس کوچکی ست کنج خانه، خارج از دید همه... کاکتوسی که خودش می ترسد رنج خارهایش کسی را برنجاند..همیشه اینطور ن...

ادامه مطلب

دیروز امروز هفته آینده

ذوقم به همه چی کور شده..یجورایی انگار مچاله شدم تو خودم.. نمیدونم سر مریضی این چندوقته یا خستگی توام با دلمردگی این روزا..که جسمم خسته است.. صبحا به زور چشام باز میکنم دیشب ساعت 8که رسیدم خونه درا...

ادامه مطلب

و بعد از مدت ها،روزنوشت

1 دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟ خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم، فکر کردم با عمم من...

ادامه مطلب

روز نوشت(وی خیلی نوشت!:|)

1 داداشم ویروس گرفته ویروس بدیم هست ظاهرا خوب شده،ولی ذره ای رعایت نمیکنه تهدیدش کردم که وای به حالت من بگیرما! ولی کو گوش؟خودش توی یکی دو روز3کیلو آب رفت بعد همه جا میگه خواهرم بهم میگه: الاغ به الا...

ادامه مطلب

اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:|

1 ربات های گوشیا چه چشم سفید شدن بهش میگم نظرت درمورد ازدواج چیه؟ میگه: I am still waiting for the right electronic device to steal my heart من:| 2 درحالی که سرفه میزنم دلمو میگیرم و میگم آخ میگه دق...

ادامه مطلب

روز نوشت+عکس

دیشب با دخترخاله و پسرخاله وداداش(2.4.15ساله)کلی بازی کردیم! خوابیدیم ساعت3:45بیدار شدم میگم چرا اذان نگفت بعد که ساعت دیدم هنگ کردم!نمیدونم الان خوشحال شم یا گریه کنم!چراشوبگذریم.. بعد صبح دیدم شکوفه های حیاط مادر بزرگ دارن چشمک میزنن! منم کاپشن داداش و پوشیدم و...:دی ببینید چه هنرمندیم^_^ البته عکسا افکت دارن..دادم عکسارو خاله ببینه نشون پسرداییم داد اونم...

ادامه مطلب

روزنوشت خیلی خلاصه

1 به حدی زلزله اومده که زمین میلرزه من اعلام میکنم چندریشتر بود حدسی,درستم درمیاد 2 ماکارونی درست کردم به سبک جدید..اصن طلا.. شاید خنده دار باشه,وبه عنوان یه خانم گریه دار,من هروقت پیاز خرد میکنم سردرد میشم 3 بعد یک هفته میخوام روتختم بخوابم لحظه ای که دراز کشیدم ۴ریشتر لرزید..منم که شاخکام قوی شده بلافاصله میفهمم تازه ریشترشم میگم...

ادامه مطلب

روزنوشت یک بهارنارنج خسته

1 دعای خوبی نیست..شایدم کار درستی نیست.. ولی خدا از سر اونایی که باجون ادما بازی میکنن نگذره.. از سر بعضی ازین دکترا!! با این حال وضع همین مونده بود با تجویز داروی اشتباهی یه ابله مسموم شم! توقهی نمیشه داشت دکتری که دیرمیاد برای فقط رد کردن مریضا پنج دقیقه هم وقت نمیزاره و اونوقت دارویی مینویسه که ربطی به بیماریش نداره! 2 هنوز که هنوزه با دیدن سریال جومونگ یاداون نابغه هایی میوفتم که عاشق سوسانو شدن.ومیخواستن باهاش ازدواج کنن.. واونایی که اصرار داشتن اسم بچشونو بزارن سوسانو.. واقعا فازشون چی بود؟تا این حد ...؟؟! 3 امروز از صبح باوجود این مسمویت همش سرپا بودم و درحال تحرک.. وهی از شدت سردردو سرگیجه سرمو فشارمیدادم بماند که اسید معدم اومد تو دهنم ..وتمام مدت دهنم مزه تلخ زهرمار میداد خستم(جسمی) واقعا دیگه نمیکشم(جسمی) خوابم میاد ولی انقدر خسته و سردردم که خوابم نمیبره فعلا ازلحاظ روحی ...

ادامه مطلب

روزنوشت(عیدانه)

1 توی همه ی فیلمایی که بابام از قدیماتوگوشیش داره..من شخصیتی شبیه شخصیت کارتونی برنارد داشتم! حتی توی یکی از فیلما عموم وبابام طی حرکتی ازمن یه اثر تاریخی میسازن:| چشامو میبندن بعد یه کمربند میگیرن برام میگن چشم بسته باید هی از روش رد شی وبرگردی و پات بخوره باختی:| اونوقت کمربند برمیدارن و من رو ه...

ادامه مطلب

آنچه امروزگذشت راشرح دهید 2نمره( موقت )

امروز صبح حدودای ساعت6رسیدیم.. طی یه اقدام فداکارانه تمام وسیله ها وچمدوناروباز کردم ومرتب کردم وهروسیله ای هرجاباید میبودگذاشتم.. تا کارار و کردیم و لباساموشستم ( اصولالباسای جنس حساسموبادست میشورم )وتمیزکاری بشور بساب وحمام.. دیشب توقطارکلی چشام سوخت فرداش از خاک روچادرم فهمیدم خاک بوده ... خلاصه ...

ادامه مطلب

هدیه:)

نیت کنید... از1تا496 یک عدد بگید:) براتون فال بگیرم:) بیت اول شعر مینویسم براتون بتونید شعرشو سرچ کنید ولی معنیش کامل مینویسم:)...

ادامه مطلب

روزنوشت

1 استاد:یکی از نشانه های جذابیت... یکی از آقایون که تپله:سیکس پک!! _تو داری؟!:))) +واسه اون ایر بکه:))) 2 یعنی سرکلاسای گرامرای ما باید ببینید صرف کردن فعلارو..نشستیدند..داشتن مینشستندند.. 3 ادامه مطلب...

ادامه مطلب

بعضی روزها

بعضی روز ها هم هست.. اخم هایت را در هم میکشی..با کوچک ترین حرفی بهم میریزی... وبعد ساعتغرقخودت میشوی ونمیدانی... این منبی قراراز چیست؟؟!! انقدر باخودت میجنگی که اخر چون طفلی خسته از حساب و درس... کوله ی منطقت را پرت میکنی گوشه ای و میروی سراغدل بیقرارت.. به نقطه ای خیره میشوی... بعد آرام آرام اخم هایت باز میشود صورتت راباران اشکخیس میکند.. به یادمی اوری این توی منطقی همه یتونیست... وایناخم هاوغرورظاهرت با چندورقخاطرهرنگ می بازد.. انوقت میفهمی چیزی راه نفس هایت را سد کرده.. چیزی دارد تمام نداشته هایت را قاب دیوار شکسته ی دلت میکند... هرمیخی که به خ...

ادامه مطلب

روزنوشت(نمیدونم چندم)

1یکی از مزخرف ترین کارا تو دانشگاه اینه که دانشجوها قبل ازینکه حتی بفهمن چه روزایی چه کلاسی دارن همون هفته اول گروه تلگرامی و... تشکیل میدن!!یه دوست خیر(!)پیدا میشه که برگه میده شماره هاشونو مینویسن بچه ها:| ادامه مطلب...

ادامه مطلب

روز نوشت:))

ادامه مطلب...

ادامه مطلب

روزنوشت:|بدانید و آگاه باشید:|

1 یکی از اعصاب خرد کن ترین ادما.. اونایین که میان و با این جمله شروع میکنند:ببین من کاری ندارم ولی.. اونوقت یهو میبینی رسید به۵/۶سال پیش و زخم زبون میزنه:/ ترجیحا هرجا این جمله شنیدید فرار کنید..:| ادامه مطلب...

ادامه مطلب