ازیناست که میگم نخونید:)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «روزنوشت های من» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بعد از مدت ها روزنوشت و نیازمند طراح و به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه! و من این روزها و شب خسته و من خسته تر از شب و گاهی یادت میره منم! و مشت های کوبنده و گمونم این منم و دختری که رهایش کردی و با غم من بساز.. و موهایم هوس دست نوازش دارند.. و و بعد از مدت ها،روزنوشت و من همینم و من در میان و جمع و.. و من پای بدی های "تو" هم میمانم و یا من شبیه کوه برفی سرد و سنگینم؟ و اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:| و تنهایی من.. و ارادتمند بهارنارنج و هراس تنهایی و بسم الله الرحمن الرحیم:

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید

بعد از مدت ها روزنوشت

1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی . رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...

ادامه مطلب

نیازمند طراح

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> ...

ادامه مطلب

به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه!

نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟ اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده. بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و... به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره.. و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه.. یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه ...

ادامه مطلب

من این روزها

این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....

ادامه مطلب

شب خسته و من خسته تر از شب

این روزا دستم به نوشتن نمیره.. چندبار تصمیم گرفتم پست بنویسم ولی به محض موکول کردنش به وقت دیگه دیگه حوصلشو نداشتم! این روزا حتی دغدغه های دیگران هم دیگه برام جالب نیست...حتی عصبیم میکنه حرفاشونو میخونم یا میشنوم و میگم خب که چی؟ الان من چی بگم؟ و غالبا سکموت میکنم دیروز به الف که آهنگه "بارون اومد و یادم داد" افتاده ورد زبونش برای بار چندم گفتم نخون میری رو اعصابم واخر وقت که داشتم جمع میکردم و صداش شنیدم گفتم چند بهت بدم دیگه دهنتو ببندی؟ حقیقتا فکر میکنم این روزا حوصله صداشو هرچی که بخونه ندارم   من زیاد گریه نمیکنم یعنی گریه هام بی صداست بغض و اشکه از بچگی همین بوده.. تو سکوت در خفا بی صدا.. انقدر که دفعات گریه های بلندم محدوده و برای همین تقریبا تک تکشو یادمه.. ولی امروز تا سالن ماسک زدم و عینک افتابی گذاشتم, شیشه هارو هم دادم بالا.. و تا خود سالن بلند گریه ک...

ادامه مطلب

گاهی یادت میره منم!

وسط بحثو دعوا یهو میگفت _منم! راستش اونقدری سرگرم گله و لجبازی بودم که توجه نمیکردم در جواب همه حرفام فقط میگه منم حواسم نبود اصلا بپرسم یعنی چی منم؟ بدتر حرصی میشدم و آتیش معرکه بالا میگرفت و کار میرسید به اونجا که نباید! یبار اما وقتی گفت منم، دیگه سکوت نکرد داد زد : منم! اینکه داری باهاش میجنگی منم! دشمن نیست، غریبه نیست، رهگذر کوچه خیابونم نیست!منم! نه شمشیر دستمه نه سنگر گرفتم جلوت، نه قراره باهات بجنگم! میبینی دستام بالاست؟تسلیمم! نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم،فقط به حرمت عشقی که توگاهی از یاد میبریش یه وقتایی اگر سکوت نمیکنم برای این نیست که حرفی واسه گفتن ندارم فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنم چیزی رو یادم نمیره اونی که جلوم وایساده تویی ولی تو انگار یادت میره اینی که داری زخم رو زخمش میزنی، زخم زبونش میزنی منم! میفهمی؟ منم!   +طاهره اباذری هریس ...

ادامه مطلب

مشت های کوبنده

اومدیم یه جایی دوتا پلاستیک شکلات دادن دست دوتا بچه تخس با یه ضربی میکوبن.. بابا اینا اشتباه گرفتن این مشتارو باید حواله اسرائیل اشغالگر کنی بچه جون مگه حمله چریکی اینجاست اینجور پرت میکنی چرا مادر پدرا توجیه نمیکنن بچه هارو...

ادامه مطلب

گمونم این منم

چند وقت پیشا چالشی برگزار شد از ایدش خوشم اومد و تصمیم داشتم اولین فرصت اجراش کنم. پس میخوام خودمو توصیف کنم اول از همه: یک همیشه محافظه کار سختگیر آدمیم که از نظرم حریم واژه ای که به همه ابعاد زندگ...

ادامه مطلب

دختری که رهایش کردی

خواستم براتون از لذت خوندنش بگم، که بنظرم اومد همین کافیه:) من که دوست داشتم. می دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشت...

ادامه مطلب

با غم من بساز..

یه روزایی دلم اگه خواننده بود صداش عین صدای بنان میشد اونجا که با اوج غم تو صداش میگه: آه، ای الهه ی ناز با غم من بساز... کین غم جان گداز برود ز برم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های ص...

ادامه مطلب

موهایم هوس دست نوازش دارند..

لعنتی اسمش سردرد است. اوج که میگیرد، درد بی درمان است...تمام جسم و جانم را زیرو رو میکند..آن روی مدفون شده را.... انگار که گدازه ای در جمجمه ام گذاشته باشند همانقدر تبدار..میسوزم... داشتم میگفتم آن...

ادامه مطلب

و بعد از مدت ها،روزنوشت

1 دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟ خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم، فکر کردم با عمم من...

ادامه مطلب

من همینم

میگن جنس خانما حرف زدن دوست داره،دوست داره وقتی کوچکترین دردی سختیی غمی داره بیان کنه.. دروغ چرا؟ولی من خیلی مغرورم که بزارم کسی بدونه احساس ضعف دارم، بدم میاد بهم بگن چته، حالا چت شده،عجب.. میدونید...

ادامه مطلب

من در میان و جمع و..

توانایی کنترل بر نفس هنر بزرگیه،هیچ راهیم به جز ریاضت کشیدن نداره.. خشمتو کنترل کنی غمتو،علاقتو، ذهنتو، شهوتتو،خوابتو ،خوراکتو درواقع مقوله آرامش و غم امور درونی هستن،یعنی آرامش مانا آرامشیه که در در...

ادامه مطلب

من پای بدی های "تو" هم میمانم

ساعتی را میهمان من باش..خیالت راحت تنها یک مهمانی ساعتی است، راه ما از همان اول جدا بود و هست..دیگر اصرار به گره خوردن این راه نیست،اصرار که نه،حتی میل و اشتیاقی هم نیست..اخریین بار که خواستی گره ر...

ادامه مطلب

یا من شبیه کوه برفی سرد و سنگینم؟

دلتنگی همیشگی نیست.. قلب هم شبیه لباس، روزی برای خریدارش جا باز میکند.. +شده دلتون بخواد زمین دهن باز میکرد میرفتید تو زمین و ازین حس گناه لعنتی راحت شید؟ من چندساله ... +فراتر از کسی رو نداشتن برا...

ادامه مطلب

اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:|

1 ربات های گوشیا چه چشم سفید شدن بهش میگم نظرت درمورد ازدواج چیه؟ میگه: I am still waiting for the right electronic device to steal my heart من:| 2 درحالی که سرفه میزنم دلمو میگیرم و میگم آخ میگه دق...

ادامه مطلب

تنهایی من..

-دقت کردی وقتایی که ناراحتی،چقدر باید نازتو کشید آخرشم حرف نمیزنی؟ +یکی دیگم اینو بهم گفته بود.. -بابا تو دختری خیر سرت یکم گریه کن ناز کن الکی ناز بیا گریه کن. +اینم آشناست،یکی گفته:) -میخوای به همی...

ادامه مطلب

ارادتمند بهارنارنج

1 زیر پستی که زن از کشتن دخترش برای جلوگیری از کشته شدن جوانان دو قبیله صحبت کرده است شخصی نوشته: زیاده روی در دین یعنی همین حالا سوالاتی که مطرح میشود این است اینکه خود زن گفته بخاطر رسوم قبیله است ...

ادامه مطلب

هراس تنهایی

قبل رقصیدناز جیب این کتی که سال ها نپوشیده بودمشپروانه ای یافتم کهجز خرده رنگ هایی به هم ریختهسرِ انگشتانم،چیزی از بال برایش نمانده بود.بگذار بنشینمدست هایم صورتت را قاب گرفته،دارم نوازشت می کنم اماحالم اصلا خوب نیست.فکر می کنموقتی زنی گونه اش برق می زند،رنگیجاییاز هراس تنهاییپریده. ...

ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم:)

امروز سوم دی ماهه... ۳روز اول ماه خیلی بد گذشت... ۸روز دیگه تولدمه.. گفتم کادوهاتونو آماده کنید! نمیخوام بزارم این حال ادامه داشته باشه.. درسته گاهی کنترل خودت خیلی کار سختیه.. اما من میخوام تلاش کنم.. به قول مامانم که میگفت ببین فلانی شوهرش یه ادم معتاد خرابه ولی خودش خودشو نابود کرد؟یا نشست غصه بخوره؟ ببین ماشاءالله چقدر خوبه.. در عوض فلانی زندگیش صدبرابر ازون بهتر ولی هی انقدر نشست خودخوری کرد که الان میبینیش چقدر داغونه! به قول استاد صفایی.. ما باید امیر حالت ها باشیم!نه اسیرشون.. پس به امید خدا یاعلی:)...

ادامه مطلب

دیرین دیرین(من و بازیگر همزاد:دی)

وخاله برای هزارمین بار وسط خواب زنگ زد و گفت تو چقدر شبیه مهسا طهماسبی (ببینید) هستی.. یعنی دهنمو صاف کرد:/ هربار هم زنگ میزنه ها:))ذوق داره:| خب انصافا تو بعضی عکساش خیلی شبیهیم..تو بعضیاش اصلا:| خاله میگه چه تفاوتی داره باهات ,میگم: من چال دارم اون نداره..اون پول داره من ندارم:| ...

ادامه مطلب

روزنوشت خیلی خلاصه

1 به حدی زلزله اومده که زمین میلرزه من اعلام میکنم چندریشتر بود حدسی,درستم درمیاد 2 ماکارونی درست کردم به سبک جدید..اصن طلا.. شاید خنده دار باشه,وبه عنوان یه خانم گریه دار,من هروقت پیاز خرد میکنم سردرد میشم 3 بعد یک هفته میخوام روتختم بخوابم لحظه ای که دراز کشیدم ۴ریشتر لرزید..منم که شاخکام قوی شده بلافاصله میفهمم تازه ریشترشم میگم...

ادامه مطلب

اووووون منم!

من همون دختریم که توی فیلم تولد پنج سالگیش بین همه با اون تیپ باباش که بهش یه جعبه کوچیک انگشتر داد وقتی دید زورش نمیرسه..جعبه رو به دندون گرفت!و باباش یهو از حرکت ناگهانیش هول شد و بزور جعبه رو از دهن دخترش بیرون کشید:)) اون دختری که الان با این سن هنوز جایی که زور دستاش نمیرسه باز هم به دندوناش متوسل میشه میشه اوووووون منم:))) هنوزکه هنوزه تو خیابون دانشگاه سر کلاس نی میخوام باز کنم نمیتونم باز میشم همون دختر پنج ساله:)))...

ادامه مطلب

روزنوشت یک بهارنارنج خسته

1 دعای خوبی نیست..شایدم کار درستی نیست.. ولی خدا از سر اونایی که باجون ادما بازی میکنن نگذره.. از سر بعضی ازین دکترا!! با این حال وضع همین مونده بود با تجویز داروی اشتباهی یه ابله مسموم شم! توقهی نمیشه داشت دکتری که دیرمیاد برای فقط رد کردن مریضا پنج دقیقه هم وقت نمیزاره و اونوقت دارویی مینویسه که ربطی به بیماریش نداره! 2 هنوز که هنوزه با دیدن سریال جومونگ یاداون نابغه هایی میوفتم که عاشق سوسانو شدن.ومیخواستن باهاش ازدواج کنن.. واونایی که اصرار داشتن اسم بچشونو بزارن سوسانو.. واقعا فازشون چی بود؟تا این حد ...؟؟! 3 امروز از صبح باوجود این مسمویت همش سرپا بودم و درحال تحرک.. وهی از شدت سردردو سرگیجه سرمو فشارمیدادم بماند که اسید معدم اومد تو دهنم ..وتمام مدت دهنم مزه تلخ زهرمار میداد خستم(جسمی) واقعا دیگه نمیکشم(جسمی) خوابم میاد ولی انقدر خسته و سردردم که خوابم نمیبره فعلا ازلحاظ روحی ...

ادامه مطلب

روزنوشت(عیدانه)

1 توی همه ی فیلمایی که بابام از قدیماتوگوشیش داره..من شخصیتی شبیه شخصیت کارتونی برنارد داشتم! حتی توی یکی از فیلما عموم وبابام طی حرکتی ازمن یه اثر تاریخی میسازن:| چشامو میبندن بعد یه کمربند میگیرن برام میگن چشم بسته باید هی از روش رد شی وبرگردی و پات بخوره باختی:| اونوقت کمربند برمیدارن و من رو ه...

ادامه مطلب

تنهایی

تنهایی من آن قدر بزرگ شده که دیگر به من احتیاجی ندارد هر ساعتی که دلش خواست می رود می آید پدرسوخته! حرف که گوش نمی دهد هیچ تازه سرم داد هم می زند وقتی کارش دارم مثل تو می ماند نمی ماند ...

ادامه مطلب

دست نوشته های بی هوا

حساسیت گرفته ام به این صدای لعنتی.. چلیک.. جوانکی عریضه مینویسد برای آقا اما.. مهرحرم میگذارد کنارش برای زیباترشدن و.. چلیک.. روبه روی ضریح خانومی باژست های مختلف عکس می اندازد.. چلیک.. همین الان که مینویسم صدای مکررش عصبانیتم راتشدید میکند.. چلیک.. ازهمین نزدیکی صدای زنی بغض آلود می آید.. "من دیگ...

ادامه مطلب

این بچه تصمیم داره رو اعصاب من دوچرخه بازی کنه:|

اولین بار هفته قبل دیدمش باشگاه..بچه بود12سال.. بهش گفتم که باید سبک کار کنه تو این سن مگرنه رشدش متوقف میشه! برگشت گفت چندسالته؟؟ +:19 _واقعا اصلا بهت نمیاد!بهت میاد13/14سالت باشه:| من:| شنبه _چرا هرروز نمیای باشگاه؟ +چون کار دارم هفته ای دوجلسه کافیه! _راهنمایی هستی؟ من:| _دبیرستانی؟ +من درسم تم...

ادامه مطلب

تنهایی را تمرین کن+الحاقیه

یک بار هم این دوستت دارم لعنتی را به کسی نه به خود خودت بگو خودت برای خودت ناز کن خندیدی به خودت بگو ای جان لذت ببر از تمام روزهای خلوتت ادامه مطلب...

ادامه مطلب