در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «روز نوشت محمد نوری زاد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بعد از مدت ها روزنوشت و من این روزها و هفته ای یه روز آدم باش و شب نوشت سوسکی و عشق در روزگار کرونا و دیروز امروز هفته آینده و و بعد از مدت ها،روزنوشت و شب نوشت ،برعکس اختتامیه چی بود؟:|(همون) سال و روز نوشت(وی خیلی نوشت!:|) و اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:| و شب نوشت+link و غر نوشت و روز نوشت+عکس و حیوان نباشیم(غر نوشت شدید ازنوع عصبی!) و شب نوشت.. و اینجا برای ازتو نوشتن هوا کم است و دیرین دیرین(من و بازیگر همزاد:دی) و روزنوشت خیلی خلاصه و روزنوشت یک بهارنارنج خسته و شب نوشت(فان طور) و شب نوشت
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید
1
دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی!
2
من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی .
رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...
ادامه مطلب این روزای من شده غصه..
استرس..ترس، ترس،ترس...
معده درد، حالت تهوع.....
ادامه مطلب ۱
دیشب توی قطار یه فیلم جالب گذاشته بودن که خب از نیمه فیلم رو دیدیم ولی کلیت فیلم از همونجا متوجه شدم..
توی این فیلم میاد تقابل دو نگاه به زندگی نشون میده که اولیش قالب اصلی زندگی هممونه، نگاه اولش نگاه کارمندیه، سر تایم بیدارشی سر تایم بخوابی استرس کار همه چی رو برنامه، همه برنامه ریزی ها بر اساس کار، بچم یه روز از درسش نیافته درسخون باشه معدل اول باشه و....
و بعد نشون میداد چقدر این چهارچوبای الکی مارو از لذت زندگی محروم کرده! چقدر غرق زندگی منضبط کارمندی هستیم و از لذت و هیجان زندگی دوریم!
آخر فیلم یه دیالوگ قشنگ به این مضمون بود: همه ما وقتی جای هستیم که بهمون خوش میگذره و کنار عزیزانمون هستیم فکر میکنیم چیزی نیست و بازم تکرار میشه، درحالی که شاید اینبار آخرین بار باشه! من زنمو کنار این دریاچه از دست دادم و این آخرین باری بود که خوشحال بودم...
۲
روحیه ریسک پذیری خیلی خوبه، روح...
ادامه مطلب
یه چندوقت بود از چاه سرویس بهداشتی یه نوع سوسک میومد بالا ازین سوسک فاضلابای زشت با این تفاوت که این لعنتیا انگار نسخه ارتقا داده شدشون بودن
از هر سطح صافی بالا میومدن و انگار آب شش داشتن، کاری که ا...
ادامه مطلب نه که خیال کنی آدم جا زدن باشم! نه.من فقط ترسیده ام، نگرانم!دلم گرفته و حس میکنم جای من کاکتوس کوچکی ست کنج خانه، خارج از دید همه... کاکتوسی که خودش می ترسد رنج خارهایش کسی را برنجاند..همیشه اینطور ن...
ادامه مطلب
ذوقم به همه چی کور شده..یجورایی انگار مچاله شدم تو خودم..
نمیدونم سر مریضی این چندوقته یا خستگی توام با دلمردگی این روزا..که جسمم خسته است..
صبحا به زور چشام باز میکنم دیشب ساعت 8که رسیدم خونه درا...
ادامه مطلب 1
دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم
گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی
نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟
خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم،
فکر کردم با عمم من...
ادامه مطلب 1
فقط میخوام بگم انقدر رسوای عالم شدم که اومدم سفره پاک کنم
پسرخالم به زور اصرار که بده من پاک کنم و منم انکار که نه زشته
خلاصه بعد کلی کش مکش گفت میخوای سفره پاک کنی که نبرنت ظرف بشوری؟
من
+آره لع...
ادامه مطلب 1
داداشم ویروس گرفته ویروس بدیم هست
ظاهرا خوب شده،ولی ذره ای رعایت نمیکنه تهدیدش کردم که وای به حالت من بگیرما!
ولی کو گوش؟خودش توی یکی دو روز3کیلو آب رفت
بعد همه جا میگه خواهرم بهم میگه: الاغ به الا...
ادامه مطلب 1
ربات های گوشیا چه چشم سفید شدن
بهش میگم نظرت درمورد ازدواج چیه؟
میگه:
I am still waiting for the right electronic device to steal my heart
من:|
2
درحالی که سرفه میزنم دلمو میگیرم و میگم آخ
میگه دق...
ادامه مطلب 1
تو خط نشسته بودیم با زینب داشتیم از گلزار برمیگشتیم..انقدر شلوغ بود که یهو زینب یاد یه اهنگ افتاد یه تیکشو خوند که من گفتم نه این قشنگ تره!وشروع کردم خوندن با صدای اروم،که زینبم شروع کرد،صدامون رو فقط اونایی که تا یک متریمون بودن میشنیدن همونجور که میخوندیم چند نفر برگشتن نگامون کردن و لبخند زدن..
وقتی تموم شد دوتا خانمی که جلومون نشسته بودن دست زدن و گ...
ادامه مطلب 1
من هرچقدر هم خودمو خفه کنم و بخورم چاق تر نمیشم:|رو50مونده!چرا؟
چون هر روز کلی راه میرم
پاشنه هام سابید تو کفش:|
هرچی به گوش بابا میزنم فقط سرتکون میده:|
2
دیگه نمیگم فلانی میای!
خودم پامیشم میرم تنهایی آیس پک..مسجد..سلف آزاد..فست فوود..خرید و.
قطعا دسته جمعی بیشتر مزه میده ولی چقدر بگی و نیان؟
3
دوستام بهم میگن تو ضدحالی..همش انرژی منفی میدی!براهمین ...
ادامه مطلب دیشب با دخترخاله و پسرخاله وداداش(2.4.15ساله)کلی بازی کردیم!
خوابیدیم ساعت3:45بیدار شدم میگم چرا اذان نگفت بعد که ساعت دیدم هنگ کردم!نمیدونم الان خوشحال شم یا گریه کنم!چراشوبگذریم..
بعد صبح دیدم شکوفه های حیاط مادر بزرگ دارن چشمک میزنن!
منم کاپشن داداش و پوشیدم و...:دی
ببینید چه هنرمندیم^_^
البته عکسا افکت دارن..دادم عکسارو خاله ببینه نشون پسرداییم داد اونم...
ادامه مطلب ادمی نیستم که رو بندازم..
واگر رو بندازم کلی معذبم و به کسی رومیندازم که خیالم راحت باشه بد برخورد نمیکنه!
با کلی دنگ و فنگ عمه قبول کرد مدلم بشه!انقدر پول داره که بره بهترین جا و براش مهم نباشه مدل من شدن!
دوبار سر کارای دانشگاهم به لطف اونا درس گرفتم وگرنه کلی دوندگی بود و اخرش هیچی!
اول مربی گفت عصرارو راه میندازیم به عمه گفتم عیب نداره عصر اخر سال میبرمت...
ادامه مطلب 1
یجووووری همه دوستام پیام میدن ابراز احساسات و دلتنگی میکنن که میگم نکنه قراره بمیرم؟:|
نمیخواااااام
صلوااات لطفا
2
فردا انتخاب واحد دارم..تمام اهل خونه و دوستان کچل کردم!یه وعضی ..یه میزنم لهت میکنم ته نگاه همشونه!
یه صلوات بفرستین
3
عمری باقی باشه 18ام عازم مشهدم..چندشب پیشا یکی از اشناها خونمون بود بحث مشهد شده بود مامانم گفته بود اره سمیرا دلش میخواد بیاد..زنگ زد پس فردا به مامان گفت میخواد بیاد؟منم گفتم اره..
دیگه خبری نشد تا ددوروز پیش فک کنم گفته بود اسممو نوشته هزینمم داده:|خب عالیه..مشکل من
دقیقا همین اتوبوس بودنش و برف در جادس!یه صلوات دیگه لطفا...
4
این چند وقت مریضی و کارای خونه و تعطیلی و...تبدیلم کرده به یه ادم به شدتتتت تنبل:|تنبلا!تنبل!
صلوات اخر لطفا..
+ثواب صلواتا50/50چونه هم نزنید!...
ادامه مطلب دلم هوای نفس کشیدن تو صحن صحن حرم وداره...
زیرزمین باب الجواد و باب الرضا..
هوای دلنواز اطراف ضریح و گنبد......
ادامه مطلب وخاله برای هزارمین بار وسط خواب زنگ زد و گفت تو چقدر شبیه مهسا طهماسبی (ببینید) هستی..
یعنی دهنمو صاف کرد:/
هربار هم زنگ میزنه ها:))ذوق داره:|
خب انصافا تو بعضی عکساش خیلی شبیهیم..تو بعضیاش اصلا:|
خاله میگه چه تفاوتی داره باهات ,میگم:
من چال دارم اون نداره..اون پول داره من ندارم:|
...
ادامه مطلب 1
به حدی زلزله اومده که زمین میلرزه من اعلام میکنم چندریشتر بود حدسی,درستم درمیاد
2
ماکارونی درست کردم به سبک جدید..اصن طلا..
شاید خنده دار باشه,وبه عنوان یه خانم گریه دار,من هروقت پیاز خرد میکنم سردرد میشم
3
بعد یک هفته میخوام روتختم بخوابم لحظه ای که دراز کشیدم ۴ریشتر لرزید..منم که شاخکام قوی شده بلافاصله میفهمم
تازه ریشترشم میگم...
ادامه مطلب 1
دعای خوبی نیست..شایدم کار درستی نیست..
ولی خدا از سر اونایی که باجون ادما بازی میکنن نگذره..
از سر بعضی ازین دکترا!!
با این حال وضع همین مونده بود با تجویز داروی اشتباهی یه ابله مسموم شم!
توقهی نمیشه داشت دکتری که دیرمیاد برای فقط رد کردن مریضا پنج دقیقه هم وقت نمیزاره و اونوقت دارویی مینویسه که ربطی به بیماریش نداره!
2
هنوز که هنوزه با دیدن سریال جومونگ یاداون نابغه هایی میوفتم که عاشق سوسانو شدن.ومیخواستن باهاش ازدواج کنن..
واونایی که اصرار داشتن اسم بچشونو بزارن سوسانو..
واقعا فازشون چی بود؟تا این حد ...؟؟!
3
امروز از صبح باوجود این مسمویت همش سرپا بودم و درحال تحرک..
وهی از شدت سردردو سرگیجه سرمو فشارمیدادم
بماند که اسید معدم اومد تو دهنم ..وتمام مدت دهنم مزه تلخ زهرمار میداد
خستم(جسمی)
واقعا دیگه نمیکشم(جسمی)
خوابم میاد ولی انقدر خسته و سردردم که خوابم نمیبره فعلا
ازلحاظ روحی ...
ادامه مطلب 1
اومدیم بازار عموم میگه:عمو بخر
+چی بخرم عمو؟
_نمیدونم فقط بخر:|
2
رفتیم یه مغازه وسایل خونه من عقب وایسادم گویا زن عمو ومامان داشتن بحث میکردن چی برای من بخرن!
دخترعموم میگه:توبرای جهازخریدن خودت نظر نمیدی؟؟
من؟:/
ولی یه حوله براخودم خریدم^_^
حوله آشپزخونست شبیه لباس بچه گوگولیه^_^
یه مانتوام خریدم,سه مدل پوشیدم هرسه تاش بهم میومد,ولی ازونجایی که فردامیریم قشم دیدم عقلانی پلای پشت سرم خراب نکن...
ادامه مطلب گاهی هم باید بنشینیم مردو مردانه با هم حرف بزنیم...
کمی جلوی تپیدن بی قرارانه ات رابگیر سیلیی حواله این احساس لعنتی کن!
حالا زل بزن به این چشم های بارانی و بگو:
حرف حسابت چیست؟
بس نیست؟
دیروقت است ,نمیبینی؟
زورت به این چشم ها رسیده که وقت و بی وقت سرریزشان میکنی؟
کاری بکن,باورکن نمیشود دراین دنیا اینگونه ساخت..
سخت است ببینی و یادت آید این دنیا ریشه آرزوهای قشنگت را خشکاند..
میدانم ,سخت است ببی...
ادامه مطلب 1
دقت کردید بعضی صبحا انقدر سنگینید که جرثقیل باید بیاد بلندمون کنه؟
البته یک فریاد از جانب خانواده هم میتونه موثر باشه:|
2
قبل از اینکه برم مشهد میخواستم نوبت بگیرم برم دکتر,دیگه واقعا خسته شده بودم ازین درد کوفتی!
مشهد کلی مراعات کردم و گفتم برگردم میرم دکتر!
الان هی هرروز میگذره ومن هرروز یا نصف شب از معده درد شدید میگم دیگه فردا میرم دکتر:|
الانم ساعت۱۱:۲۵دقیقست من هنوز هیچی نخوردم:/خالی باشه...
ادامه مطلب 1
توی همه ی فیلمایی که بابام از قدیماتوگوشیش داره..من شخصیتی شبیه شخصیت کارتونی برنارد داشتم!
حتی توی یکی از فیلما عموم وبابام طی حرکتی ازمن یه اثر تاریخی میسازن:|
چشامو میبندن بعد یه کمربند میگیرن برام میگن چشم بسته باید هی از روش رد شی وبرگردی و پات بخوره باختی:|
اونوقت کمربند برمیدارن و من رو ه...
ادامه مطلب بازی دنیا را میبینی؟؟
انگار نشسته به تمام زخم هایمان ریشخند میزند..
داستان آشناییست..
داستان دختر بچه ای که وقتی حتی سه سال هم نداشت رخت و بالشش را برمیداشت و به اتاق دیگری میرفت تا تنها بخوابد..
مثل دخترکان دیگرنبود.. دوست نداشت در آغوش مادر یا هرکس دیگری بخوابد..
یا به هر بهانه ای خودش را برای ...
ادامه مطلب امروز صبح حدودای ساعت6رسیدیم..
طی یه اقدام فداکارانه تمام وسیله ها وچمدوناروباز کردم ومرتب کردم وهروسیله ای هرجاباید میبودگذاشتم..
تا کارار و کردیم و لباساموشستم ( اصولالباسای جنس حساسموبادست میشورم )وتمیزکاری بشور بساب وحمام..
دیشب توقطارکلی چشام سوخت فرداش از خاک روچادرم فهمیدم خاک بوده ...
خلاصه ...
ادامه مطلب حساسیت گرفته ام به این صدای لعنتی..
چلیک..
جوانکی عریضه مینویسد برای آقا اما..
مهرحرم میگذارد کنارش برای زیباترشدن و..
چلیک..
روبه روی ضریح خانومی باژست های مختلف عکس می اندازد..
چلیک..
همین الان که مینویسم صدای مکررش عصبانیتم راتشدید میکند..
چلیک..
ازهمین نزدیکی صدای زنی بغض آلود می آید..
"من دیگ...
ادامه مطلب 1
رفتم نامه بگیرم برای مشهد!
خانومه میگه:زنگ زدی؟
+بله
-هماهنگ کردی
+بله
بایه لحن شیطون گفت:چی گفتی؟؟
:|بعدم زد زیر خنده با کناریش!
تاریخارو اوکی کرد و شعبه کانون و..
پرسید:شماره زبان آموزی؟
من با همون لحن شیطون:ندارم الان!
-چی داری؟
+نام و نام خانوادگی^_^
هیچی دیگه جلو همونا که خندید مجبورشد بگرد...
ادامه مطلب گاهی عجیب دلم هوس چندنخ سیگار میکند..
میدانی یکبار فرصتش را بدست آوردم..
حتی فضاهم مهیا بود..
برق اشتیاق را ندیده درچشم هایم حس کردم..
بااین همه چشم بستم ودر دست هایم خاکش کردم..
مثله دیوانه هایی که نتوانسته اند از محبوبشان کام بگیرند دست به نابودیش ...
ادامه مطلب 1
چندوقت پیش خاله رفته بود شکلات خریده بود با طعم"سقز کوهی"
آقا ما هرکدوم برداشتیم یه گاز زدیم بلا استثناء تف کردیم و نخوردیم:|
این جمعه ای رفتیم دیدم هنوز هستن
من:خاله تو اینارو هنوز نریختی بیرون؟؟
خاله:نه!
من:بابا بریز بیرون اینارو باور کن اینارو...
ادامه مطلب