
من بنا به شرایط کارم و ارتباطم با خانوم ها صحبت و درد ودل های زیادی میشنوم.. یعنی به واسطه کارم اون تایمی که مشتری پیشمه برای اینکه کلافه نشه حرف میزنه باهام غالبا.. میخوام بگم طی این سه سال درد ودل خانوم ها و دل شکستگی و گلایشون از همسراشون توی سه حوزه خلاصه میشه که به ترتیب اولویت میگم! تشکر نکردن و نادیده گرفتن زحمت هاشون.. کمتر خانومی دیدم که ازین موضوع دلگیر نباشه... خیلی هاشون میگن ما قید کمک هم زدیم فقط دلمون خوشه به قدر دانی به یه عزیزم میدونم چقدر زحمت کشیدی، غالبا چی میگن میگن انقدر ساله با شوهرمون زندگی کردیم با همه چیش ساختیم ولی هنوز فکر میکنه اگر یه دستت درد نکنه بگه من پررو میشم! یا خانم های شاغلی که میگن خسته از سرکار میایم و آشپزی و کار خونه و... ولی دریغ از یه ت...
ادامه مطلب
این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم.. ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و... حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟ ازینجای داستان! من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم.. حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی ...
ادامه مطلب
اصولا عنوان پست رو به هرکس که بگی بهش برمیخوره! در صورتی که واقعا درک اونچه به طرف مقابلت میگی خیلی توی رابطه مهمه! شما هزاری خوب باش هزاری با معرفت باش وقتی حرفی که از دهنت دراومده مزه مزه نکردی نمیتونی با ببخشید و منظوری نداشتم و تو که میدونی من... اثرشو از بین ببری! و میدونید چیه شما با همون میزانی که تلاش میکنید و وقت میزارید برای فهم حساسیت های طرف مقابلتون و رعایت حدود حرف های مثلا بی منظورتون رابطه قوی تری خواهید داشت، حالا هی بگو من که چیزی نگفتم.. هی بگو من انتقاد پذیرم ناراحتی هاتو بگو و فرضا بعدشم عذرخواهی کردید.. بنظرتون تا کی قراره این سیکل معیوبتون رو شخص تاثیرگذار باشه؟ از یه جایی به بعد دیگه گله نمیشنوید هشداری هم در کار نیست! فقط دیگه مثل قبل روتون حساب نمی...
ادامه مطلب
این چندوقت انرژی منفیم زیاد شده و خودم حس میکنم باید یه تکونی به خودم بدم چقدر خوبه که ادم انرژی مثبت خوبی داشته باشه.. خیلی وقتا مشتری ها این حسو بهم دارن ولی بعضیا خیلی خوبن... یه مغازه هست همیشه میریم ازش کفش بگیریم فروشنده اش یه اقای جوون ورزشکار ک به شدت خوش برخورد و محترمه.. امروز رفتیم برا همسر کتونی بگیریم متوجه شدیم گوشه ابروش یه زخم خیلی بد ترمیم شده هست که چندماه پیش نبود.. زخمه معلوم بود خیلی شدید بوده و نصف ابرو کامل برده همسرم بهش گفت بلا دور باشه: گفت: بلا که دوره قطعا خیره همه چی انقدر ازین جوابش خوشم اومد که با خودم گفتم دمت گرم مرد! چندوقت پیش داشتم به تفاوت نگاه آدما و زندگیشیون فکر میکردم یه مثال خیلی ساده و دم دستی پیدا کردم مادر بزرگ پدریم میشه گفت وزنش بالا...
ادامه مطلب
نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟ اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده. بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و... به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره.. و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه.. یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه بخوانید...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....
ادامه مطلب
وسط بحثو دعوا یهو میگفت _منم! راستش اونقدری سرگرم گله و لجبازی بودم که توجه نمیکردم در جواب همه حرفام فقط میگه منم حواسم نبود اصلا بپرسم یعنی چی منم؟ بدتر حرصی میشدم و آتیش معرکه بالا میگرفت و کار میرسید به اونجا که نباید! یبار اما وقتی گفت منم، دیگه سکوت نکرد داد زد : منم! اینکه داری باهاش میجنگی منم! دشمن نیست، غریبه نیست، رهگذر کوچه خیابونم نیست!منم! نه شمشیر دستمه نه سنگر گرفتم جلوت، نه قراره باهات بجنگم! میبینی دستام بالاست؟تسلیمم! نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم،فقط به حرمت عشقی که توگاهی از یاد میبریش یه وقتایی اگر سکوت نمیکنم برای این نیست که حرفی واسه گفتن ندارم فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنم چیزی رو یادم نمیره اونی که جلوم وایساده تویی ولی تو انگار یادت میره اینی که د...
ادامه مطلب
عیدتون مبارک ماه رمضان هم داره میاد و به به... همیشه عاشق ماه رمضان بودم البته تا قبل حلولش...
ادامه مطلب
چند وقت پیش رفتم دکتر پوست و بهم گفت برای فلان کار حتما یه جلسه بیا برای کربوکسی موثره هزینه ایم هم نداره ۵۰تومن. دیروز تصمیم گرفتم برم با مامان دیدم سیصد تومنی دارم و حالا ۵۰ تومن برا زیباییم طوری نی...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
چند وقت پیشا چالشی برگزار شد از ایدش خوشم اومد و تصمیم داشتم اولین فرصت اجراش کنم. پس میخوام خودمو توصیف کنم اول از همه: یک همیشه محافظه کار سختگیر آدمیم که از نظرم حریم واژه ای که به همه ابعاد زندگ...
ادامه مطلب
دوروزه دارم میگم پیتزا پیتزا، می دونن من عاشق پیتزام گفتم شما هم میخورید؟ داداشم گفت پیتزا میخوای سفارش بدی؟ نوچ نوچ نوچ مامان بابا گفتن مگه میشه پیتزا خورد؟؟ امشب قبل سفارش گفتم دوتا بزرگ بگیرم؟من ...
ادامه مطلب
یه وقتایی دلم خیلی میگیره...یه وقتایی انقدر بهم میریزم که فکر میکنم اوضاع واقعا خرابه، یه وقتایی انگار نا امید میشم.ولی میدونی همیشه سعی میکنم مچ خودمو بگیرم و به خودم نهیب بزنم که تو وصلی به خدا! که...
ادامه مطلب
سلام دوستان شبتون بخیر امیدوارم درکمال صحت و سلامت به سر ببرید این مدتی که گذشت به دلایلی مجبور به قطع ارتباط با تقریبا همه ی دوستان شدم.. یه سری اتفاقات پیش اومد که شکر خدا تا اینجا که بخیر گذشت.. ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...
ادامه مطلب
1 هیچوقت نمیشه با این بچه ها نخندید.. شاد نبود،جیغ و داد نکرد،ازونجایی که جلوی بقیه آروم و بی سرو صدام امروز آآقای ر میگفتن این صدای کدوم کلاس بود؟با دیدن من گفت کلاس خانم ق که نبوده! خانم ق نبودن، ...
ادامه مطلب
ساعتی را میهمان من باش..خیالت راحت تنها یک مهمانی ساعتی است، راه ما از همان اول جدا بود و هست..دیگر اصرار به گره خوردن این راه نیست،اصرار که نه،حتی میل و اشتیاقی هم نیست..اخریین بار که خواستی گره ر...
ادامه مطلب
یبار یه نفر یه حرفی بهم زد،خیلی برام گرون تموم شد،خیلی بهم برخورد امروز با دوستم رفته بودیم بیرون جلوی این عروسک فروشیا ادا در میورد دوستم و داشتیم میخندیدیم یاد اون حرف افتادم دیدم تو این موقعیتم م...
ادامه مطلب
سلام،این دومین باریه که برات مینویسم و میدونم حتی فکرشم نمیتونی بکنی برام نوشتن این نامه یا بهتره بگم اعتراف نامه یعنی تحلیل ذره ذره ی توانم.. نمیدونم از کجا باید شروع کنم، شاید بهتره ازینجا بگم که ...
ادامه مطلب