در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «مومن از عشق است» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بعد از مدت ها روزنوشت و نیازمند طراح و از هر دری سخنی... و شب خسته و من خسته تر از شب و این داستان برگ ریزون:| و این دوره از نامزدی:| و عشق در روزگار کرونا و مرا خراب مپسند بسازم... و زور بازوی عشق و هرچه در خاطرم آید، تو از آن خوب تری و آن حبابم که نفس تازه کند می میرد.. و خواستم گریه کنم، قلب صبورم نگذاشت و با غم من بساز.. و همین رنگ است؟ و موهایم هوس دست نوازش دارند.. و و بعد از مدت ها،روزنوشت و آن حبابم که نفس تازه کند میمیرد و سرتان را زیر برف نکنید!این یک حقیقت است. و دلم نیومد از حس خوب ا
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید
1
دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی!
2
من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی .
رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...
ادامه مطلب شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> ...
ادامه مطلب این روزا شبیه یه توفانه، که راحت میتونه از ریشه درت بیاره..
احساس بی ریشه بودن خیلی حس بدیه.. اینکه خودتو وسط شلوغی گم کنی..
کلافگی حس بدیه...
امیرحسین دوسالشه مریض شده بود مطب دکتر حالش بد بود کوفته بود ولی نمیخواست به این کوفتگی تن بده ولی نمیدونست چجوری؟
داد میزد آخه من چیکار کنم؟؟؟
کلافگی بنظرم این شکلیه. مدت هاست اینجور وقتا خودمو امیرحسین دوساله ای میبینم که کلافه است و نمیدونه باید چیکار کنه..
امروز سالن بحث ظلم به اسم اسلام بود یکی میگفت نرید مراسما تا اینا اینو تو بوق و کرنا نکنن.. گفتم به این فرمون پیش بریم بخاطر اینا باید کل اعتقاداتمومو ببوسیم بزاریم کنار پس!نمیشه که..
فکر مهاجرت فکر عجیبیه شبیه چاقو دوسر تیزه شبیه همون کلافکی اخه من چیکار کنم..
یه سرش فکر آینده آرامش بیشتر و پیشرفت و بچه آینده و... است، یه فکرش اما خانواده.. تصور دور شدن از خانواده و هزار فکر دیگه همین ...
ادامه مطلب این روزا دستم به نوشتن نمیره..
چندبار تصمیم گرفتم پست بنویسم ولی به محض موکول کردنش به وقت دیگه دیگه حوصلشو نداشتم!
این روزا حتی دغدغه های دیگران هم دیگه برام جالب نیست...حتی عصبیم میکنه
حرفاشونو میخونم یا میشنوم و میگم خب که چی؟
الان من چی بگم؟
و غالبا سکموت میکنم
دیروز به الف که آهنگه "بارون اومد و یادم داد" افتاده ورد زبونش برای بار چندم گفتم نخون میری رو اعصابم
واخر وقت که داشتم جمع میکردم و صداش شنیدم گفتم چند بهت بدم دیگه دهنتو ببندی؟
حقیقتا فکر میکنم این روزا حوصله صداشو هرچی که بخونه ندارم
من زیاد گریه نمیکنم یعنی گریه هام بی صداست بغض و اشکه از بچگی همین بوده.. تو سکوت در خفا بی صدا..
انقدر که دفعات گریه های بلندم محدوده و برای همین تقریبا تک تکشو یادمه..
ولی امروز تا سالن ماسک زدم و عینک افتابی گذاشتم, شیشه هارو هم دادم بالا..
و تا خود سالن بلند گریه ک...
ادامه مطلب چند وقت پیش رفتم دکتر پوست و بهم گفت برای فلان کار حتما یه جلسه بیا برای کربوکسی موثره هزینه ایم هم نداره ۵۰تومن. دیروز تصمیم گرفتم برم با مامان دیدم سیصد تومنی دارم و حالا ۵۰ تومن برا زیباییم طوری نی...
ادامه مطلب
دوروزه دارم میگم پیتزا پیتزا، می دونن من عاشق پیتزام
گفتم شما هم میخورید؟ داداشم گفت پیتزا میخوای سفارش بدی؟ نوچ نوچ نوچ
مامان بابا گفتن مگه میشه پیتزا خورد؟؟
امشب قبل سفارش گفتم دوتا بزرگ بگیرم؟من ...
ادامه مطلب نه که خیال کنی آدم جا زدن باشم! نه.من فقط ترسیده ام، نگرانم!دلم گرفته و حس میکنم جای من کاکتوس کوچکی ست کنج خانه، خارج از دید همه... کاکتوسی که خودش می ترسد رنج خارهایش کسی را برنجاند..همیشه اینطور ن...
ادامه مطلب
خدایا مارو اینجوری نپسند.
خدایا مارو به حال خودمون نزار..
مگه نه که یه جوی آب کثیف بریزه به دریا زلال میشه.. دریا که وسط اون همه زلالی نمیزاره کثیف بمونه..
حل میشن زلال میشه..
خدا تو که خودت دریارو ...
ادامه مطلب هرچه فکرش را می کنم میبینم برای این حجم از درماندگی برنامه ریزی نکرده بودم
تسکینی کنار نگذاشته بودم، حسابش را نمیکردم غمی این چنین خواب را از چشمانم بگیرد
چشم هایم را میبندم...
چشم هایم را باز میکنم، از کی شب ها انقدر بی رحم شده اند؟
به گمانم آدم از تنها چیزی که در خودش خبر ندارد همین است:
زور بازوی عشق در نابودی اش.....
ادامه مطلب یه وقتایی دلم خیلی میگیره...یه وقتایی انقدر بهم میریزم که فکر می کنم اوضاع واقعا خرابه، یه وقتایی انگار نا امید میشم.ولی میدونی همیشه سعی میکنم مچ خودمو بگیرم و به خودم نهیب بزنم که تو وصلی به خدا!
که...
ادامه مطلب شب ها بی اندازه بی رحمن.. بعضی وقتا جوری قلبم خالی میشه که حس میکنم شاید برای لحظه ای یادش رفته بتپه..
یا مغزم از فشار این همه فکر انقدر درد میکنه و سرم داغ میشه که تو ذهنم میبینم خون از گوشام داره م...
ادامه مطلب
به روز هایی رسیده ام که دیگر،
چندشنبه هایش مهم نیست!
همه ی آدم ها و روزهایش..
همه جمعه شده اند.
+چقدر از دنیا و آدماش زده ام.. حتی از آدم خوبا!اصلا همه چی تقصیر این خوباست..
آدم که از بدا انتظاری...
ادامه مطلب
یه روزایی دلم اگه خواننده بود صداش عین صدای بنان میشد اونجا که با اوج غم تو صداش میگه:
آه، ای الهه ی ناز با غم من بساز...
کین غم جان گداز برود ز برم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های ص...
ادامه مطلب
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهنگ است..
بیا تا توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم..
ببینیم آسمان هرکجا، آیا همین رنگ است!؟...
ادامه مطلب لعنتی اسمش سردرد است. اوج که میگیرد، درد بی درمان است...تمام جسم و جانم را زیرو رو میکند..آن روی مدفون شده را....
انگار که گدازه ای در جمجمه ام گذاشته باشند همانقدر تبدار..میسوزم...
داشتم میگفتم آن...
ادامه مطلب 1
دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم
گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی
نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟
خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم،
فکر کردم با عمم من...
ادامه مطلب
دلم به رنگ اناری پر از بهانه شده
هزار بار شکسته، هزار دانه شده ...
ادامه مطلب یبار یه نفر یه حرفی بهم زد،خیلی برام گرون تموم شد،خیلی بهم برخورد
امروز با دوستم رفته بودیم بیرون جلوی این عروسک فروشیا ادا در میورد دوستم و داشتیم میخندیدیم یاد اون حرف افتادم دیدم تو این موقعیتم م...
ادامه مطلب ادمی نیستم که رو بندازم..
واگر رو بندازم کلی معذبم و به کسی رومیندازم که خیالم راحت باشه بد برخورد نمیکنه!
با کلی دنگ و فنگ عمه قبول کرد مدلم بشه!انقدر پول داره که بره بهترین جا و براش مهم نباشه مدل من شدن!
دوبار سر کارای دانشگاهم به لطف اونا درس گرفتم وگرنه کلی دوندگی بود و اخرش هیچی!
اول مربی گفت عصرارو راه میندازیم به عمه گفتم عیب نداره عصر اخر سال میبرمت...
ادامه مطلب از کجا باید آغاز کنم؟ از کدامین نقطه؟ شاید مضحک به نظر رسد اما همه چیز به همین نقطه آغاز بازمی گردد، به همین لبخند بهاری و اولین معنا از آغاز فصلِ زندگی؛ لحظه به لحظه زندگی را با همه ی پستی ها و بلندی هایش به سمت افق دیوانه وار طی می کنی، دردها را می فهمی، تلخی ها را می چشی و آرزوهایت را درون قلب ات هر روز جلا می دهی و حال که به امروز می رسی دست از دیوان...
ادامه مطلب هرجورکه فکرشو میکنم میبینم خیییییلی لنگ میزنیم..
هممون..بعد این همه سال تجربه و خوردن از این و اون هنوزم به انتخاب خدا تکیه نکردیم..
نمیپذیریم بحث فراتر از تسلیم بودن چون گاهی تسلیم بودن تنها راهه..مجبوری..دلت نمیخواد اما تنها راهیه که پیش روته!
یعنی باور نداریم انتخاب خدا هرچی باشه بهترین انتخابه..که اون خوب میخواد و اینو به خوبی میخواد!
میدونید هرخوبی هم که به وقت و به جا نباشه سودی نداره..اینه که میگن خدا خوبی هارم به خوبی برامون میخواد..
گاهی حتی تو دعاکردناهم پرتیم..
چیزیو میخوایم اما شرایط داشنشو فراهم نکردیم..انگارحساب باز نکرده جایزه بخوایم..
یا ظرفیت و توانشو نداریم..به اندازه ها راضی نیست..گاهی طمعه..
وگاهی زمانش نیست..وگاهی خودمون مانع داشتن میشیم..
تکیه نداریم به انتخاب خدا
و همینه که برای آینده ای که نیومده نگرانیم و مضطرب..
که خدا حواسش هست هم به دلت هم نیازت هم وقت و مکان ...
ادامه مطلب دلم هوای نفس کشیدن تو صحن صحن حرم وداره...
زیرزمین باب الجواد و باب الرضا..
هوای دلنواز اطراف ضریح و گنبد......
ادامه مطلب وخاله برای هزارمین بار وسط خواب زنگ زد و گفت تو چقدر شبیه مهسا طهماسبی (ببینید) هستی..
یعنی دهنمو صاف کرد:/
هربار هم زنگ میزنه ها:))ذوق داره:|
خب انصافا تو بعضی عکساش خیلی شبیهیم..تو بعضیاش اصلا:|
خاله میگه چه تفاوتی داره باهات ,میگم:
من چال دارم اون نداره..اون پول داره من ندارم:|
...
ادامه مطلب وضعیت آسمان:
ببارم؟نبارم؟نه ولش کن:|
ولی زشته ببارم!
حالا انصافا ببارم؟نبارم؟!
اصلا ولش کن
زمین:
شمال یه تکون..
جنوب دو تکون..
اصلا ایران بزن گردو خاکارو بتکون:|...
ادامه مطلب برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب...
ادامه مطلب اره دوجور ایهامه قشنگ خودش:)یک شبیه اون بیت:تمام روز میخندم تمام شب یکی دیگممن از حال خودم به این مردم دروغای بدی میگمیکیش اینجوری یعنی سعی کنی جوری که نیستی خودتو نشون بدی..یکی هم میتونه گذشته باشه..یک نفر که بوده ولی دیگه نیست..نیست ولی هست..متوجه میشیدالبته میشه یجور دیگم دید که منظور من نبود:))اینکه حامله باشه یه خانم
...
ادامه مطلب باوجود اینکه چهره ام خوبه ودرحدخودم زیبا و همه چیم فیکس و سایز صورتم (همه هم میگن:-P)گاهی وقتا اصلا از خودم خوشم نمیاد:|
منی که هر بار میخوام برم بیرون یا جایی کلی جلو آیینه قربون صدقه شکل و شمایل خودم میرم یا تو باشگاه برانداز میکنم تمام اجزای صورتمو و کلیم قند تو دلم اب میشه برا خودم(خودشیفته ام خودتونید:دی)
با این همه گاهی وقتا اصلا از خودم خوشم نمیاد:|
اصلا همش تقصیر این نرم افزارmsqrsd
همین ...
ادامه مطلب هرچندکه میدونم از لج دادن من لذت میبره..
هرچندکه میدونم بیشعوره..
ولی میدونه چی بگه کبابم کنه..
همینه که میگم حس میکنم تو سخت امتحانیم...
هرکی کج تر میره حالش بهتره..همش دورم پرشده ازین چیزا...ازین آدما..
اینجاست که میگم امتحان سختیه..
گفت:ازحال و روزاین چندماهت معلومه دعا ونماز کی قبول بوده..برو برو مشهد ومیخنده..
دروغ نمیگه..
گاهی خودمم نمیکشم..
انگار هرچی میخوام راه راست برم...همونقدر دارم می...
ادامه مطلب این کابوس واران اینا به حدی کابوس بود کهمن گاهی فکر میکنم این اتفاق افتاد چه کنم..
توی سرو صدای این پیرزنا به بدبختی خواب رفتم,گرم خواب بودم یکی توخواب داشت اذیتم میکرد..
رومو کردم اینطرف یهو یکی گفت سمیرا سمیرا!
یه لحظه میخواستم بزنم تودهنش ..اماده شده بودم بزنم که چشام زودترباز شد..
میگه:انقدر نازخوابیده بودی دلمون نیومد بیدارت کنیم,الان دیدم تکون خوردی سریع اومدم بیدارت کنم!
طی چندثانیه تمام ف...
ادامه مطلب