
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...
ادامه مطلب
1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ا...
ادامه مطلب
این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم.. ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و... حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟ ازینجای داستان! من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم.. حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی ...
ادامه مطلب
اصولا عنوان پست رو به هرکس که بگی بهش برمیخوره! در صورتی که واقعا درک اونچه به طرف مقابلت میگی خیلی توی رابطه مهمه! شما هزاری خوب باش هزاری با معرفت باش وقتی حرفی که از دهنت دراومده مزه مزه نکردی نمیتونی با ببخشید و منظوری نداشتم و تو که میدونی من... اثرشو از بین ببری! و میدونید چیه شما با همون میزانی که تلاش میکنید و وقت میزارید برای فهم حساسیت های طرف مقابلتون و رعایت حدود حرف های مثلا بی منظورتون رابطه قوی تری خواهید داشت، حالا هی بگو من که چیزی نگفتم.. هی بگو من انتقاد پذیرم ناراحتی هاتو بگو و فرضا بعدشم عذرخواهی کردید.. بنظرتون تا کی قراره این سیکل معیوبتون رو شخص تاثیرگذار باشه؟ از یه جایی به بعد دیگه گله نمیشنوید هشداری هم در کار نیست! فقط دیگه مثل قبل روتون حساب نمی...
ادامه مطلب
بنظرم یکی از قشنگی های پاییز خرمالوا سال اول ازدواجم عاشق خرمالو شدم.. وقتی اولین بار مادر همسرم اومد خونمون دیدم همسرم با یه سبد خرمالو اومد، گفتم چرا خرمالو گرفتی؟ من خرمالو دوست ندارم گفت مامانم خرمالو دوست داره. گفتم خب پس خوبه، بعد اونشب به اصرار همسر خرمالو گذاشتم دهنم و حس کردم چقدر این میوه خوشمزست، هنوزم اولین باری که خرمالو خوردم یادمه ۵ سالم بود.. بابام با اون دوچرخه بزرگش که پشتش به زین تسمه دار داشت اومد مهدکودک دنبالم و منو نشوند جلو دوچرخه.. منکه یادم نمیاد ولی بابام بعدها میگفت یبار اون موقع ها بهش گفته بودم:دیگه با دوچرخه نیا دنبالم دوستام باباشون با پیکان میاد دنبالشون.. داشتم میگفت منو نشوند و چشمم افتاد به چندتا پاکت میوه پرسیدم این چیه و بابام گفت خرمال...
ادامه مطلب
صادقانه به عنوان یه زن بگم: با زن جماعت کار کردن خیلی سخته اما بزارید یه چیزایی رو بهتون بگم.. من از همون زمان مجردی به خانم ها و روابطشون با همسرشون خیلی دقت میکردم.. ۱.من زنای زیادی دیدم که قدرت تصمیم گیری و انتخاب برای خودشون در خرید یک جفت کفش هم نداشتن و منتظر بچه هاشون یا دیگرانی بودن که براشون انتخاب کنن و به اتفاق همه این زنا که من دیدم افرادی بودن که بخاطر انتخاباشون در گذشته از طرف همسرشون تحقیر یا شماتت شدن! ۲.من خیلی زنا رو دیدم که دیگه شجاعت پشت فرمون نشستن نداشتن چون بعد از یک تصادف یا مورد اینجوری انقدر سرکوفت شنیدن یا استرس و حس عدم توانایی از همسرشون بهشون تزریق شده که دیگه تا ماشین میبینن دست و پاشونو گم میکنن ۳.یه مشتری داریم که وضع مالی خوبی دارن و معلومه از لحاظ مالی در...
ادامه مطلب
انسان وقتی صبح با قلبی گرفته بیدار می شود و مجبور است قبل از این که بخوابد پانزده ساعت وقت کشی کند! دیگر آزادی به چه دردش میخورد؟! سن عقل ژان پل سارتر +افتادم تو تله کمال گرایی مفرط. وانقدر تنده که باعث کندتر شدن حرکتمم شده.. و انقدر شدیده که فقط همه چیز رو ازار دهنده میکنه و از حالت کمال گرایی موثر و سودمند خارج شده.و به افسردگی منفعل تبدیل شده.. البته که وضعیت مملکت هم بی تاثیر نیست.. دلم میخواد با بیخیال با دلخوشی بیشتر زندگی کنم به قولی: تو بی خودی این قدر به خودت زهر نریز. تمام می شوی. مگر آدمیزاد چیست؟ می گویند از سنگ سخت تر است، اما از گل هم نازک تره. تو خودت را کاهیده ای! کلیدر محمود دولت آبادی بخوانید...
ادامه مطلب
نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟ اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده. بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و... به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره.. و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه.. یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه بخوانید...
ادامه مطلب
بعضی وقتا از گذر عمر میترسم، از پا به سن گذاشتن میترسم.. به خودم میگم نمیدونم بعضی چیزا تو ذات آدمه یا نتیجه گذرسنه.. بعضی رفتارای آدم هارو میبینم واقعا تاسف میخورم.. کینه دوزی، دلخورشدن و بحث کردن سر چیزای الکی، پشت سر این و اون حرف زدن خاله زنک بازی و منم منم کردن... خدا کنه درست سر بزنگاه بتونیم مچ خودمونو بگیریم... نشه و بگذره ونفهمیم شدیم یکی بدتر ازونایی که ازشون بدمون میومد.. یا اونقدر غرق بشیم که با همه این اخلاقای بد همچنان فکر کنیم خیلی ادمیم و بقیه بدن بخوانید...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....
ادامه مطلب
این روزا دستم به نوشتن نمیره.. چندبار تصمیم گرفتم پست بنویسم ولی به محض موکول کردنش به وقت دیگه دیگه حوصلشو نداشتم! این روزا حتی دغدغه های دیگران هم دیگه برام جالب نیست...حتی عصبیم میکنه حرفاشونو میخونم یا میشنوم و میگم خب که چی؟ الان من چی بگم؟ و غالبا سکموت میکنم دیروز به الف که آهنگه "بارون اومد و یادم داد" افتاده ورد زبونش برای بار چندم گفتم نخون میری رو اعصابم واخر وقت که داشتم جمع میکردم و صداش شنیدم گفتم چند بهت بدم دیگه دهنتو ببندی؟ حقیقتا فکر میکنم این روزا حوصله صداشو هرچی که بخونه ندارم من زیاد گریه نمیکنم یعنی گریه هام بی صداست بغض و اشکه از بچگی همین بوده.. تو سکوت در خفا بی صدا.. انقدر که دفعات گریه های بلندم محدوده و برای همین تقریبا تک تکشو یادمه.. ولی ...
ادامه مطلب
آدم یه وقتایی حتی با خودشم غریبگی میکنه... انگار حال خودتو نمیفهمی اصلا نمیدونی چته.. میخوای بنویسی و حرف بزنی اما حرفی برای گفتن نداری، با خودت کلنجار میری ولی جمله ای برای توصیف این ...؟؛چی باید اسمشو گذاشت؟ چجوری باید معرفیش ککرد؟ اینجور وقتا گاهی ساعت ها تو اینستاگرام چرخ میزنم و متن هارو میخونم تا بخورم به یه متن، به یک دست نوشته، به هر چیزی که یکم این حال خراب بتونه توصیف کنه... اصلا همینکه پستی، متنی یا نوشته ای باشه که بتونه یکم در بیان این حال کمک کنه تسکینه.. امان از وقتی پیدا نشه! انگار یه کار حل نشده بزرگ داری.. یا مثلا وسط یه اداره شلوغ و کلافه کننده بعد کلی دوندگی لنگ یه امضایی و نمیشه! میخوام با خودم خلوت کنم به خودت بگم چته؟چه اتفاقی افتاده که این حالته؟ یا بنویسم از خ...
ادامه مطلب
قلبم داره چند تیکه میشه... نشستم بین الحرمین هراز چندگاهی گریه میکنم تا یکم دردم سبک شه.. یه تیکه از قلبم حرم امام حسینه یه تیکه دیگه اش حرم حضرت ابوالفضل... یه تیکه دیگه اش خیلی آزرده است احساس غربت شدید داره.. به زبونم میاد بگم بریم.. ولی بغض امونمو میبره میگه نگاه کن.. یه عمر منتظر بودی یه روز بیای اینجا.. قلبم داره تیکه تیکه میشه.. برم آتیش میگیره و میسوزه هستم داره هزار تیکه میشه... شنیدی میگن درد بی درمون... نشستن و نگاه کردن میون بین الحرمینه.. +یادداشت به وقت ۱۷شهریور ۱۴۰۱ بین الحرمین بخوانید...
ادامه مطلب
چندروز پیشا با یکی از مشتری هام صحبت میکردم.. میگفت سمیرا جون میدونی حسم به فلانی چجوریه؟ رفتاراش یه جوریه انگار خیلی سعی میکنه نشون بده آدم ریلکس، کول و به قولی جنتلمنیه.. ولی آخرش هرکارم کنه یه جا از دستش در میره و خودشو نشون میده.. امروز داشتم به حرفش فکر میکردم دیدم اا چقدر این مصداق خیلیاست..حالا تو زمینه های مختلف +خون میچکد از دیده در این کنج صبوری.. بخوانید...
ادامه مطلب
۱ دیشب توی قطار یه فیلم جالب گذاشته بودن که خب از نیمه فیلم رو دیدیم ولی کلیت فیلم از همونجا متوجه شدم.. توی این فیلم میاد تقابل دو نگاه به زندگی نشون میده که اولیش قالب اصلی زندگی هممونه، نگاه اولش نگاه کارمندیه، سر تایم بیدارشی سر تایم بخوابی استرس کار همه چی رو برنامه، همه برنامه ریزی ها بر اساس کار، بچم یه روز از درسش نیافته درسخون باشه معدل اول باشه و.... و بعد نشون میداد چقدر این چهارچوبای الکی مارو از لذت زندگی محروم کرده! چقدر غرق زندگی منضبط کارمندی هستیم و از لذت و هیجان زندگی دوریم! آخر فیلم یه دیالوگ قشنگ به این مضمون بود: همه ما وقتی جای هستیم که بهمون خوش میگذره و کنار عزیزانمون هستیم فکر میکنیم چیزی نیست و بازم تکرار میشه، درحالی که شاید اینبار آخرین بار باشه! من زنمو ک...
ادامه مطلب
امروز یه پیج املاکی میدیدم نوشته بود یه معامله امروز قرار بود انجام بشه که گیر نفر سوم افتادیم و کنسل شد. بعد در ادامه نوشته بود نفر سوم کسیه که در لحظه اخر به خریدار و فروشنده اضافه میشه و ژست پدرخوانده میگیره با قصد دلسوزی مانع انجام معامله میشه که بعد از چند روز هم باعث پشیمونی خریدار و فروشنده میشه... از ظهر دارم فکر میکنم به نفرات سوم زندگیمون.. میتونه مادر و پدر باشه، میتونه همکار باشه و یا یه دوست باشه! کسایی که به هر دلیلی، شکست های قبلی خودشون، ضعف های وجودیشون ریسک پذیر نیستن و شجاعت انجام کارهای بزرگ رو ندارن.. این نفرای سوم نه تنها هیچوقت مشوق ما برای حرکت های بزرگ زندگیمون نیستن بلکه مادامی که متوجه قدم های بزرگ زندگیمون میشن که میتونه زندگیمونو متحول کنه! با حجمه های زیاد...
ادامه مطلب
اومدیم یه جایی دوتا پلاستیک شکلات دادن دست دوتا بچه تخس با یه ضربی میکوبن.. بابا اینا اشتباه گرفتن این مشتارو باید حواله اسرائیل اشغالگر کنی بچه جون مگه حمله چریکی اینجاست اینجور پرت میکنی چرا مادر پدرا توجیه نمیکنن بچه هارو...
ادامه مطلب
عیدتون مبارک ماه رمضان هم داره میاد و به به... همیشه عاشق ماه رمضان بودم البته تا قبل حلولش...
ادامه مطلب