ازیناست که میگم نخونید:)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «هدیه تهرانی و همسرش» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : حس باخت(رمز فقط به دوستانی که بشناسم داده میشه) و بود و بعد از مدت ها روزنوشت و شاید بعدها به خودتون بگید کاش میدونستم و حرف دهنتو بفهم و خرمالو و پشت هر زن قویی یه مرد حامی بوده!(اقایون بخوانند) و به خودت زهر نریز و به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه! و هرکس که نداند و بداند که نداند... و اگر بشناسمتون رمز میدم بهتون:) و من این روزها و شب خسته و من خسته تر از شب و مواظبم باش و نمیدانم چه میخواهم بگویم.. و خود بخوان حدیث مفصل و هفته ای یه روز آدم باش و نفر سوم و مشت های کوبند

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دسترسی پیدا کنید

حس باخت(رمز فقط به دوستانی که بشناسم داده میشه)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

ادامه مطلب

بود

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب...

ادامه مطلب

بعد از مدت ها روزنوشت

1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی . رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخص...

ادامه مطلب

شاید بعدها به خودتون بگید کاش میدونستم

این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم.. ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و... حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟ ازینجای داستان! من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم.. حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی نداره! یه روند فرسایشیه! میگی چرا؟ یه پازل یا دومینو یا حتی ازین سازه های دست ساز درنظر بگیرید که می...

ادامه مطلب

حرف دهنتو بفهم

اصولا عنوان پست رو به هرکس که بگی بهش برمیخوره! در صورتی که واقعا درک اونچه به طرف مقابلت میگی خیلی توی رابطه مهمه! شما هزاری خوب باش هزاری با معرفت باش وقتی حرفی که از دهنت دراومده مزه مزه نکردی نمیتونی با ببخشید و منظوری نداشتم و تو که میدونی من... اثرشو از بین ببری! و میدونید چیه شما با همون میزانی که تلاش میکنید و وقت میزارید برای فهم حساسیت های طرف مقابلتون و  رعایت حدود حرف های مثلا بی منظورتون رابطه قوی تری خواهید داشت،  حالا هی بگو من که چیزی نگفتم..  هی بگو من انتقاد پذیرم ناراحتی هاتو بگو و فرضا بعدشم عذرخواهی کردید.. بنظرتون تا کی قراره این سیکل معیوبتون رو شخص تاثیرگذار باشه؟ از یه جایی به بعد دیگه گله نمیشنوید هشداری هم در کار نیست! فقط دیگه مثل قبل روتون حساب نمیشه هی ذره ذره توی بخش های کوچیکی که اون شخص شمارو سهیم میدونسته کم میشید، در واقع ترجیح داده نمیشید!...

ادامه مطلب

خرمالو

بنظرم یکی از قشنگی های پاییز خرمالوا سال اول ازدواجم عاشق خرمالو شدم.. وقتی اولین بار مادر همسرم اومد خونمون  دیدم همسرم با یه سبد خرمالو اومد، گفتم چرا خرمالو گرفتی؟ من خرمالو دوست ندارم گفت مامانم خرمالو دوست داره. گفتم خب پس خوبه، بعد اونشب به اصرار همسر خرمالو گذاشتم دهنم و حس کردم چقدر این میوه خوشمزست، هنوزم اولین باری که خرمالو خوردم یادمه ۵ سالم بود.. بابام با اون دوچرخه بزرگش که پشتش به زین تسمه دار داشت اومد مهدکودک دنبالم و منو نشوند جلو دوچرخه..  منکه یادم نمیاد ولی بابام بعدها میگفت یبار اون موقع ها بهش گفته بودم:دیگه با دوچرخه نیا دنبالم دوستام باباشون با پیکان میاد دنبالشون.. داشتم میگفت منو نشوند و چشمم افتاد به چندتا پاکت میوه  پرسیدم این چیه و بابام گفت خرمالوا میخوای ببینی چه مزه ای داره؟ هنوز تصویر اون روز محو پس ذهنم هست، یه خرمالو نصفه دستم بود، بابام پ...

ادامه مطلب

پشت هر زن قویی یه مرد حامی بوده!(اقایون بخوانند)

صادقانه به عنوان یه زن بگم: با زن جماعت کار کردن خیلی سخته اما بزارید یه چیزایی رو بهتون بگم.. من از همون زمان مجردی به خانم ها و روابطشون با همسرشون خیلی دقت میکردم.. ۱.من زنای زیادی دیدم که قدرت تصمیم گیری و انتخاب برای خودشون در خرید یک جفت کفش هم نداشتن و منتظر بچه هاشون یا دیگرانی بودن که براشون انتخاب کنن و به اتفاق همه این زنا که من دیدم افرادی بودن که بخاطر انتخاباشون در گذشته از طرف همسرشون تحقیر یا شماتت شدن! ۲.من خیلی زنا رو دیدم که دیگه شجاعت پشت فرمون نشستن نداشتن چون بعد از یک تصادف یا مورد اینجوری انقدر سرکوفت شنیدن یا استرس و حس عدم توانایی از همسرشون بهشون تزریق شده که دیگه تا ماشین میبینن دست و پاشونو گم میکنن ۳.یه مشتری داریم که وضع مالی خوبی دارن و معلومه از لحاظ مالی در رفاهه،ولی به شدت حساس و توداره،این خانم اگر در دو جمله اول نتونه منظورشو بهت بفهمونه(مثلا یه شنیون ...

ادامه مطلب

به خودت زهر نریز

انسان وقتی صبح با قلبی گرفته بیدار می شود و مجبور است قبل از این که بخوابد پانزده ساعت وقت کشی کند!   دیگر آزادی به چه دردش میخورد؟!   سن عقل ژان پل سارتر +افتادم تو تله کمال گرایی مفرط. وانقدر تنده که باعث کندتر شدن حرکتمم شده.. و انقدر شدیده که فقط همه چیز رو ازار دهنده میکنه و از حالت کمال گرایی موثر و سودمند خارج شده.و به افسردگی منفعل تبدیل شده.. البته که وضعیت مملکت هم بی تاثیر نیست.. دلم میخواد با بی خیال با دلخوشی بیشتر زندگی کنم به قولی: تو بی خودی این قدر به خودت زهر نریز.  تمام می شوی. مگر آدمیزاد چیست؟  می گویند از سنگ سخت تر است،  اما از گل هم نازک تره.  تو خودت را کاهیده ای!   کلیدر محمود دولت آبادی ...

ادامه مطلب

به عبارتی:دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه!

نمیدونم شما هم متوجه شدید یا نه ؟ اما این روزا یه سطح شدیدی از خودخواهی و بی مسئولیتی بین مردم به وجود اومده. بی توجهی به قوانین شهروندی، عدم رعایت حقوق اجتماعی، رانندگی های وحشتناک و... به عبارتی بیخیالی کامل به مسائل اجتماعی که رفاه سایرین رو در بر میگیره... شمارو نمیدونم اما چند وقته این مسئله زیادی برام بولد شده و تنها دلیلی که بهش میرسم آدم های سرخورده ای که برای خیلی چیزاها دوندگی کردن و دیدن نتیجه ای نداره.. و به عبارتی حس میکنن اب از سرشون گذشته لذا ما که داریم غرق میشیم جهنم بقیه.. یه چیزی تو مایه های عنوان پست..و لین منو خیلی میترسونه ...

ادامه مطلب

هرکس که نداند و بداند که نداند...

بعضی وقتا از گذر عمر میترسم، از پا به سن گذاشتن میترسم.. به خودم میگم نمیدونم بعضی چیزا تو ذات آدمه یا نتیجه گذرسنه.. بعضی رفتارای آدم هارو میبینم واقعا تاسف میخورم.. کینه دوزی، دلخورشدن و بحث کردن سر چیزای الکی، پشت سر این و اون حرف زدن خاله زنک بازی و منم منم کردن... خدا کنه درست سر بزنگاه بتونیم مچ خودمونو بگیریم... نشه و بگذره و نفهمیم شدیم یکی بدتر ازونایی که ازشون بدمون میومد.. یا اونقدر غرق بشیم که با همه این اخلاقای بد همچنان فکر کنیم خیلی ادمیم و بقیه بدن ...

ادامه مطلب

اگر بشناسمتون رمز میدم بهتون:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

من این روزها

این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....

ادامه مطلب

شب خسته و من خسته تر از شب

این روزا دستم به نوشتن نمیره.. چندبار تصمیم گرفتم پست بنویسم ولی به محض موکول کردنش به وقت دیگه دیگه حوصلشو نداشتم! این روزا حتی دغدغه های دیگران هم دیگه برام جالب نیست...حتی عصبیم میکنه حرفاشونو میخونم یا میشنوم و میگم خب که چی؟ الان من چی بگم؟ و غالبا سکموت میکنم دیروز به الف که آهنگه "بارون اومد و یادم داد" افتاده ورد زبونش برای بار چندم گفتم نخون میری رو اعصابم واخر وقت که داشتم جمع میکردم و صداش شنیدم گفتم چند بهت بدم دیگه دهنتو ببندی؟ حقیقتا فکر میکنم این روزا حوصله صداشو هرچی که بخونه ندارم   من زیاد گریه نمیکنم یعنی گریه هام بی صداست بغض و اشکه از بچگی همین بوده.. تو سکوت در خفا بی صدا.. انقدر که دفعات گریه های بلندم محدوده و برای همین تقریبا تک تکشو یادمه.. ولی امروز تا سالن ماسک زدم و عینک افتابی گذاشتم, شیشه هارو هم دادم بالا.. و تا خود سالن بلند گریه ک...

ادامه مطلب

مواظبم باش

آدم یه وقتایی حتی با خودشم غریبگی می کنه... انگار حال خودتو نمیفهمی اصلا نمیدونی چته.. میخوای بنویسی و حرف بزنی اما حرفی برای گفتن نداری، با خودت کلنجار میری ولی جمله ای برای توصیف این ...؟؛چی باید اسمشو گذاشت؟ چجوری باید معرفیش ککرد؟ اینجور وقتا گاهی ساعت ها تو اینستاگرام چرخ میزنم و متن هارو میخونم تا بخورم به یه متن، به یک دست نوشته، به هر چیزی که یکم این حال خراب بتونه توصیف کنه... اصلا همینکه پستی، متنی یا نوشته ای باشه که بتونه یکم در بیان این حال کمک کنه تسکینه.. امان از وقتی پیدا نشه! انگار یه کار حل نشده بزرگ داری.. یا مثلا وسط یه  اداره شلوغ و کلافه کننده بعد کلی دوندگی لنگ یه امضایی و نمیشه! میخوام با خودم خلوت کنم به خودت بگم چته؟چه اتفاقی افتاده که این حالته؟ یا بنویسم از خوبی ها و خوشی ها تا یادم نره چه نعمت های بزرگی دارم... ولی اخرش دفتر که باز میکنم دلم به نوشتن یه خ...

ادامه مطلب

نمیدانم چه میخواهم بگویم..

قلبم داره چند تیکه میشه... نشستم بین الحرمین هراز چندگاهی گریه میکنم تا یکم دردم سبک شه.. یه تیکه از قلبم حرم امام حسینه یه تیکه دیگه اش حرم حضرت ابوالفضل... یه تیکه دیگه اش خیلی آزرده است احساس غربت شدید داره.. به زبونم میاد بگم بریم.. ولی بغض امونمو میبره میگه نگاه کن.. یه عمر منتظر بودی یه روز بیای اینجا.. قلبم داره تیکه تیکه میشه.. برم آتیش میگیره و میسوزه هستم داره هزار تیکه میشه... شنیدی میگن درد بی درمون... نشستن و نگاه کردن میون بین الحرمینه..   +یادداشت به وقت ۱۷شهریور  ۱۴۰۱ بین الحرمین ...

ادامه مطلب

خود بخوان حدیث مفصل

چندروز پیشا با یکی از مشتری هام صحبت میکردم.. میگفت سمیرا جون میدونی حسم به فلانی چجوریه؟ رفتاراش یه جوریه انگار خیلی سعی میکنه نشون بده آدم ریلکس، کول و به قولی جنتلمنیه.. ولی آخرش هرکارم کنه یه جا از دستش در میره و خودشو نشون میده.. امروز داشتم به حرفش فکر میکردم دیدم اا چقدر این مصداق خیلیاست..حالا تو زمینه های مختلف +خون میچکد از دیده در این کنج صبوری.. ...

ادامه مطلب

هفته ای یه روز آدم باش

۱ دیشب توی قطار یه فیلم جالب گذاشته بودن که خب از نیمه فیلم رو دیدیم ولی کلیت فیلم از همونجا متوجه شدم.. توی این فیلم میاد تقابل دو نگاه به زندگی نشون میده که اولیش قالب اصلی زندگی هممونه، نگاه اولش نگاه کارمندیه، سر تایم بیدارشی سر تایم بخوابی استرس کار همه چی رو برنامه، همه برنامه ریزی ها بر اساس کار، بچم یه روز از درسش نیافته  درسخون باشه معدل اول باشه و.... و بعد نشون میداد چقدر این چهارچوبای الکی مارو از لذت زندگی محروم کرده! چقدر غرق زندگی منضبط کارمندی هستیم و از لذت و هیجان زندگی دوریم! آخر فیلم یه دیالوگ قشنگ به این مضمون بود: همه ما وقتی جای هستیم که بهمون خوش میگذره و کنار عزیزانمون هستیم فکر میکنیم چیزی نیست و بازم تکرار میشه، درحالی که شاید اینبار آخرین بار باشه! من زنمو کنار این دریاچه از دست دادم و این آخرین باری بود که خوشحال بودم... ۲ روحیه ریسک پذیری خیلی خوبه، روح...

ادامه مطلب

نفر سوم

امروز یه پیج املاکی میدیدم نوشته بود یه معامله امروز قرار بود انجام بشه که گیر نفر سوم افتادیم و کنسل شد. بعد در ادامه نوشته بود نفر سوم کسیه که در لحظه اخر به خریدار و فروشنده اضافه میشه و ژست پدرخوانده میگیره با قصد دلسوزی مانع انجام معامله میشه که بعد از چند روز هم باعث پشیمونی خریدار و فروشنده میشه... از ظهر دارم فکر میکنم به نفرات سوم زندگیمون .. میتونه مادر و پدر باشه، میتونه همکار باشه و یا یه دوست باشه! کسایی که به هر دلیلی، شکست های قبلی خودشون، ضعف های وجودیشون ریسک پذیر نیستن و شجاعت انجام کارهای بزرگ رو ندارن.. این نفرای سوم نه تنها هیچوقت مشوق ما برای حرکت های بزرگ زندگیمون نیستن بلکه مادامی که متوجه قدم های بزرگ زندگیمون میشن  که میتونه زندگیمونو متحول کنه! با حجمه های زیاد، کوهی از انرژی منفی، دلسوزی ها و نگرانی های الکی سعی میکنن مارو منصرف کنن و به یه منطقه امن و یه ز...

ادامه مطلب

مشت های کوبنده

اومدیم یه جایی دوتا پلاستیک شکلات دادن دست دوتا بچه تخس با یه ضربی میکوبن.. بابا اینا اشتباه گرفتن این مشتارو باید حواله اسرائیل اشغالگر کنی بچه جون مگه حمله چریکی اینجاست اینجور پرت میکنی چرا مادر پدرا توجیه نمیکنن بچه هارو...

ادامه مطلب

عیدتون مبارک

عیدتون مبارک ماه رمضان هم داره میاد و به به... همیشه عاشق ماه رمضان بودم البته تا قبل حلولش...

ادامه مطلب

دونفره

"هرکسی تو زندگیش به یکی نیاز داره که باهاش همونجوری باشه که تو خلوته خودشه مثل وقتی که جلو آیینه ای" قبل تر ها وقتی با این قبیل جملات روبه رو میشدم کاملا موافق بودم و پیش خودم میگفتم چه ظلمیه که هم...

ادامه مطلب

این داستان برگ ریزون:|

چند وقت پیش رفتم دکتر پوست و بهم گفت برای فلان کار حتما یه جلسه بیا برای کربوکسی موثره هزینه ایم هم نداره ۵۰تومن. دیروز تصمیم گرفتم برم با مامان دیدم سیصد تومنی دارم و حالا ۵۰ تومن برا زیباییم طوری نی...

ادامه مطلب

گاهی بساط عیش خودش جور میشود

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

اینجوری تبریک میگن(رمز به دوستانی که بشناسم داده میشود:))

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

گمونم این منم

چند وقت پیشا چالشی برگزار شد از ایدش خوشم اومد و تصمیم داشتم اولین فرصت اجراش کنم. پس میخوام خودمو توصیف کنم اول از همه: یک همیشه محافظه کار سختگیر آدمیم که از نظرم حریم واژه ای که به همه ابعاد زندگ...

ادامه مطلب

دوست داشتن

داشتن آدم هایی که تو زندگی ما رو برای خودمون دوست داشته باشن برکته...اینکه توی چشمای کسی زمزمه ی بی قرار عشق رو ببینیاینکه کسی باشه که دست روحت رو بگیره و گرمی محبت رو بشونه توی قلبت،این دوست داشتن و...

ادامه مطلب

شب نوشت سوسکی

یه چندوقت بود از چاه سرویس بهداشتی یه نوع سوسک میومد بالا ازین سوسک فاضلابای زشت با این تفاوت که این لعنتیا انگار نسخه ارتقا داده شدشون بودن از هر سطح صافی بالا میومدن و انگار آب شش داشتن، کاری که ا...

ادامه مطلب

آقا بیاید حرف بزنیم هرچی فکر کردم پستی برای انتشار ندارم(موقت)

دارم حالا یکی میزارم ولی رمزدار رمز داده میشود به بعضی از دوستان البته...

ادامه مطلب

این دوره از نامزدی:|

دوروزه دارم میگم پیتزا پیتزا، می دونن من عاشق پیتزام گفتم شما هم میخورید؟ داداشم گفت پیتزا میخوای سفارش بدی؟ نوچ نوچ نوچ مامان بابا گفتن مگه میشه پیتزا خورد؟؟ امشب قبل سفارش گفتم دوتا بزرگ بگیرم؟من ...

ادامه مطلب

عشق در روزگار کرونا

نه که خیال کنی آدم جا زدن باشم! نه.من فقط ترسیده ام، نگرانم!دلم گرفته و حس میکنم جای من کاکتوس کوچکی ست کنج خانه، خارج از دید همه... کاکتوسی که خودش می ترسد رنج خارهایش کسی را برنجاند..همیشه اینطور ن...

ادامه مطلب