وقتی نهال بودم(چالش)
وقتی نهال بودم تمام هم بازیام پسر بودن.. معمولا نهال شیطون و بی سرو صدایی بودم فقط به ثانیه ای غیبم میزد و زمانی که پیدام میشد و یه گوشه مینشستم باید میفهمیدن یه جایی دست گل آب دادم! از انداختن روسری توی چراغ واتیش زدنش تا با سنگ زدن پسرعموی دخترعمم چون زده بودش.. اونموقع ها خیلی دوسش داشتم:| از رنگ کردن سرتاسر دیوارای خونه با رژ24ساعته قرمز مامان علاقه داشت به موهام گیره بزنه اما گویا من علاقه نداشتم و به شب نرسیده گیره گم میشد تا یه سری تلویزیون خراب میشه و تعمیرگاه تلویزیونو با یه پلاستیک گیره و کش پس میده! از شجاع بودنم و از سه سالگی تنها خوابیدنم توی اتاق مجزا ازینکه بدم میومد کسی بغلم کنه.. اینکه انقدر روسریمو محکم میکردم که کبود میشدم از لباسای نویی که برای یه مهمونی مهم پوشیدن تنم و درست ربع ساعت قبل مهمونی پریدم تو گلای پارک و...بعد هم مراحل نوازش:| از اینکه هرشب به بابام قبل خ...
ادامه مطلب