ازیناست که میگم نخونید:)

خرید بک لینک
من بنا به شرایط کارم و ارتباطم با خانوم ها صحبت و درد ودل های زیادی میشنوم.. یعنی به واسطه کارم اون تایمی که مشتری پیشمه برای اینکه کلافه نشه حرف میزنه باهام غالبا.. میخوام بگم طی این سه سال  درد ودل خانوم ها و دل شکستگی و گلایشون از همسراشون توی سه حوزه خلاصه میشه که به ترتیب اولویت میگم! تشکر نکردن و نادیده گرفتن زحمت هاشون.. کمتر خانومی دیدم که ازین موضوع دلگیر نباشه... خیلی هاشون میگن ما قید کمک هم زدیم فقط دلمون خوشه به قدر دانی به یه عزیزم میدونم چقدر زحمت کشیدی، غالبا چی میگن میگن انقدر ساله با شوهرمون زندگی کردیم با همه چیش ساختیم ولی هنوز فکر میکنه اگر یه دستت درد نکنه بگه من پررو میشم! یا خانم های شاغلی که میگن خسته از سرکار میایم و آشپزی و کار خونه و... ولی دریغ از یه تشکر کلامی دریغ ازینکه متوجه خستگیمون بشن.. وقتیم میگی بابا منم سرکار بودم میگن تو خانم خونه ای فرق داری! یا مثلا چی کار کردی مگه؟ یه دیالوگی بود میگفت:زن جماعت خر دو کلوم عاشقانه است و مردا ازون خر تر که اون دو کلومم نمیگن! عدم همدلی و همراهی چقدر خانمایی دیدم که زیر بار فشارهای زندگی فرسوده شدن.. خانومی که سرکاره خرید خونه میکنه بچه داری میکنه کار خونه میکنه بچه هارو کلاس میبره و میاره و نه تنها کسی تو خونه چه از بچه و همسر ملاحظه نمیکنه و  نه تنها کمک این بنده خدا نیست که حداقل کارهای شخصی خودشو هم انجام نمیده.. و تا چیزی میگه میگه من سرکار بودم من خستم، و حتی شاکی میشن که چرا به من گفتی یه لباس جمع کن. یا امروز تو بچه هارو بیار و شاید باورتون نشه احترام گذاشتن به مادر و کمک کردن به مادر رو بچه ها از پدر یاد میگیرن! و ااین یادگیری اگر پسر باشه بعدا در ارتباط با همسرش و ا ازیناست که میگم نخونید:)...ادامه مطلب

ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 15:35

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب
ازیناست که میگم نخونید:)...

ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: چهارشنبه 16 خرداد 1403 ساعت: 22:04

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب
ازیناست که میگم نخونید:)...

ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1403 ساعت: 17:37

1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ازت نخواستن و میگی باید منتظر "کسی نظر شما رو نخواست" هم باشی. رک بودن یعنی شما در بیان نیاز های شخصیت و انچه برات خط قرمزه ثابت قدم باشی و حریم شخصیتو حفظ کنی! ولی وقتی بر اساس افکار شخصیت خط کش زندگی بقیه میشی اسمش بیشعوریه. 3 همسرم عینکشو بعد از سال ها عوض کرد و من دلم میخواست امتیاز تست فریم جدیدشو از دست ندم ولی با اتفاق عجیبی روبه رو شدم..یهو کیفیت همه نوشته ها و تابلوهای توی خونه از ۲۸۰ به ۱۰۸۰ تغییر کرد اصلا این مدت متوجه ضعیف شدن چشمام نشده بودم وازون روز تاحالا دقت کردم چقدر دوربینم تار شده.. حس تباهی دارم خلاصه ازیناست که میگم نخونید:)...ادامه مطلب

ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 17:02

این چندوقت با اضطراب زیادی دست و پنجه نرم کردم و دو هفته است که جلسات مشاورمو با کلی تاخیر شروع کردم.. ریشه اضطراب هام آینده است و برنامه هایی که نتونستم با سرعتی که میخوام به جایی برسونم..هدف هایی مثل رسوندن کارم به یک نقطه امن شغلی که بتونم بعد از اقدام برای بارداری کارم رو به صورت دیگه ای حفظ کنم و مجبور نشم حرفه ای که براش زحمت کشیدم بزارم کنار و به امید اینکه مدت طولانی بعدش از منفی صفر شروع کنم... شرایط اقتصادی جامعه اضطراب هایی که بخاطر تصور خونه نشینی و مسائل مالی سراغم میومد و... حالا شاید بگید اینا چه ربطی به ما داره که نوشتی کاش میخوندیم؟ ازینجای داستان! من از همون قدیم خیلی به اطرافیان نگاه میکردم و زندگی ها وچالش هایی که داشتن رو تحلیل میکردم.. حقیقتا کار خونه هیچوقت تمومی نداره! یه روند فرسایشیه! میگی چرا؟ یه پازل یا دومینو یا حتی ازین سازه های دست ساز درنظر بگیرید که میسازیم.. ما با علم به اینکه قراره بعدش خرابش کنیم میسازیم! فرقی هم نداره چندسالتون باشه اگر در نزدیکی پایان سازه این سازه رو کسی خراب کنه یا اگر تازه پازل تمام کردید و هنوز به فراغت و حس ارامش بعد از دیدن نتیجه نرسیده باشید و کسی خرابش کنه چه حالی میشید؟ شاید بگید کار خونه فرق داره نه! تفاوتش میزان بالاتر پذیرش و درک اینه در اخر کاریه که باید انجام بشه، حالا خونه داری آشپزی تربیت فرزند و... مسایل این چنینی خانم هارو درنظر بگیرید همینجا نگه دارید بریم پارت بعدی! یه خانم که قبلا توی اجتماع بوده ونقشی فارغ از مادر و همسر بودن داشته که براش خروجی تعبیه شده بوده کارهایی که تیک میخوردن و حس خوبی که بعد از اتمام کار میگرفتن، احترام وحس مقبولیت که بخاطر بودن در میون ادم ها داشته و حتی فارغ ازیناست که میگم نخونید:)...ادامه مطلب

ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 19:11

صفحه بندی