ازیناست که میگم نخونید:)

متن مرتبط با «هدیه روز مادر» در سایت ازیناست که میگم نخونید:) نوشته شده است

بعد از مدت ها روزنوشت

  • نیلوبلاگ

    1 دیروز یه خانومه دوبار اومد تا لیوان ابشو تو سطل کوچیک کنار میز ماخالی کنه و هر دوبار وقتی دید ما داریم تو تخم چشماش نگاه میکنیم یه ذره دودل شد و بعد منصرف! یعنی میخوام بگم یجوری مردم بی مسئولیت و بی رحم شدن در قبال دیگران که مثل اینایی کوچه یه طرفه خلاف میان تو تخم چشات زل میزنن و منتظرن تو از سر راهشون بری عقب! و میدونید این خیلی بده.. خیلی! 2 من نمیدونم کدوم پیج های اب دوغ خیاری یا افکار روشن فکریه! جدید به یه سریا گفته میتونن در قالب رک بودن انواع قضاوت وبرچسب رو به افراد دیگه داشته باشن اونم وقتی کسی ازشون نخواسته؟ اصلا کی به اینا توهم اینو داده که اینا در حدی هستن که بخوان زندگی و افکار یه نفر دیگه رو تحلیل کنن؟ بچه جان تو نهایت بتونی بگی بنظر من بهتره اینجوری فکر کرد تازه اونم اگر ا...

    ادامه مطلب
  • من این روزها

  • نیلوبلاگ

    این روزای من شده غصه.. استرس..ترس، ترس،ترس... معده درد، حالت تهوع.....

    ادامه مطلب
  • هفته ای یه روز آدم باش

  • نیلوبلاگ

    ۱ دیشب توی قطار یه فیلم جالب گذاشته بودن که خب از نیمه فیلم رو دیدیم ولی کلیت فیلم از همونجا متوجه شدم.. توی این فیلم میاد تقابل دو نگاه به زندگی نشون میده که اولیش قالب اصلی زندگی هممونه، نگاه اولش نگاه کارمندیه، سر تایم بیدارشی سر تایم بخوابی استرس کار همه چی رو برنامه، همه برنامه ریزی ها بر اساس کار، بچم یه روز از درسش نیافته  درسخون باشه معدل اول باشه و.... و بعد نشون میداد چقدر این چهارچوبای الکی مارو از لذت زندگی محروم کرده! چقدر غرق زندگی منضبط کارمندی هستیم و از لذت و هیجان زندگی دوریم! آخر فیلم یه دیالوگ قشنگ به این مضمون بود: همه ما وقتی جای هستیم که بهمون خوش میگذره و کنار عزیزانمون هستیم فکر میکنیم چیزی نیست و بازم تکرار میشه، درحالی که شاید اینبار آخرین بار باشه! من زنمو ک...

    ادامه مطلب
  • عشق در روزگار کرونا

  • نیلوبلاگ

    نه که خیال کنی آدم جا زدن باشم! نه.من فقط ترسیده ام، نگرانم!دلم گرفته و حس میکنم جای من کاکتوس کوچکی ست کنج خانه، خارج از دید همه... کاکتوسی که خودش می ترسد رنج خارهایش کسی را برنجاند..همیشه اینطور ن...

    ادامه مطلب
  • دیروز امروز هفته آینده

  • نیلوبلاگ

    ذوقم به همه چی کور شده..یجورایی انگار مچاله شدم تو خودم.. نمیدونم سر مریضی این چندوقته یا خستگی توام با دلمردگی این روزا..که جسمم خسته است.. صبحا به زور چشام باز میکنم دیشب ساعت 8که رسیدم خونه درا...

    ادامه مطلب
  • و بعد از مدت ها،روزنوشت

  • نیلوبلاگ

    1 دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟ خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم، فکر کردم با عمم من...

    ادامه مطلب
  • روز نوشت(وی خیلی نوشت!:|)

  • نیلوبلاگ

    1 داداشم ویروس گرفته ویروس بدیم هست ظاهرا خوب شده،ولی ذره ای رعایت نمیکنه تهدیدش کردم که وای به حالت من بگیرما! ولی کو گوش؟خودش توی یکی دو روز3کیلو آب رفت بعد همه جا میگه خواهرم بهم میگه: الاغ به الا...

    ادامه مطلب
  • اسمشو بزارم روزنوشت یا زشته؟:|

  • نیلوبلاگ

    1 ربات های گوشیا چه چشم سفید شدن بهش میگم نظرت درمورد ازدواج چیه؟ میگه: I am still waiting for the right electronic device to steal my heart من:| 2 درحالی که سرفه میزنم دلمو میگیرم و میگم آخ میگه دق...

    ادامه مطلب
  • روز نوشت+عکس

  • نیلوبلاگ

    دیشب با دخترخاله و پسرخاله وداداش(2.4.15ساله)کلی بازی کردیم! خوابیدیم ساعت3:45بیدار شدم میگم چرا اذان نگفت بعد که ساعت دیدم هنگ کردم!نمیدونم الان خوشحال شم یا گریه کنم!چراشوبگذریم.. بعد صبح دیدم شکوفه های حیاط مادر بزرگ دارن چشمک میزنن! منم کاپشن داداش و پوشیدم و...:دی ببینید چه هنرمندیم^_^ البته عکسا افکت دارن..دادم عکسارو خاله ببینه نشون پسرداییم داد اونم...

    ادامه مطلب
  • روزنوشت خیلی خلاصه

  • نیلوبلاگ

    1 به حدی زلزله اومده که زمین میلرزه من اعلام میکنم چندریشتر بود حدسی,درستم درمیاد 2 ماکارونی درست کردم به سبک جدید..اصن طلا.. شاید خنده دار باشه,وبه عنوان یه خانم گریه دار,من هروقت پیاز خرد میکنم سردرد میشم 3 بعد یک هفته میخوام روتختم بخوابم لحظه ای که دراز کشیدم ۴ریشتر لرزید..منم که شاخکام قوی شده بلافاصله میفهمم تازه ریشترشم میگم...

    ادامه مطلب
  • روزنوشت یک بهارنارنج خسته

  • نیلوبلاگ

    1 دعای خوبی نیست..شایدم کار درستی نیست.. ولی خدا از سر اونایی که باجون ادما بازی میکنن نگذره.. از سر بعضی ازین دکترا!! با این حال وضع همین مونده بود با تجویز داروی اشتباهی یه ابله مسموم شم! توقهی نمیشه داشت دکتری که دیرمیاد برای فقط رد کردن مریضا پنج دقیقه هم وقت نمیزاره و اونوقت دارویی مینویسه که ربطی به بیماریش نداره! 2 هنوز که هنوزه با دیدن سریال جومونگ یاداون نابغه هایی میوفتم که عاشق سوسانو شدن.ومیخواستن باهاش ازدواج کنن.. واونایی که اصرار داشتن اسم بچشونو بزارن سوسانو.. واقعا فازشون چی بود؟تا این حد ...؟؟! 3 امروز از صبح باوجود این مسمویت همش سرپا بودم و درحال تحرک.. وهی از شدت سردردو سرگیجه سرمو فشارمیدادم بماند که اسید معدم اومد تو دهنم ..وتمام مدت دهنم مزه تلخ زهرمار میداد خستم(...

    ادامه مطلب
  • روزنوشت(عیدانه)

  • نیلوبلاگ

    1 توی همه ی فیلمایی که بابام از قدیماتوگوشیش داره..من شخصیتی شبیه شخصیت کارتونی برنارد داشتم! حتی توی یکی از فیلما عموم وبابام طی حرکتی ازمن یه اثر تاریخی میسازن:| چشامو میبندن بعد یه کمربند میگیرن برام میگن چشم بسته باید هی از روش رد شی وبرگردی و پات بخوره باختی:| اونوقت کمربند برمیدارن و من رو ه...

    ادامه مطلب
  • آنچه امروزگذشت راشرح دهید 2نمره( موقت )

  • نیلوبلاگ

    امروز صبح حدودای ساعت6رسیدیم.. طی یه اقدام فداکارانه تمام وسیله ها وچمدوناروباز کردم ومرتب کردم وهروسیله ای هرجاباید میبودگذاشتم.. تا کارار و کردیم و لباساموشستم ( اصولالباسای جنس حساسموبادست میشورم )وتمیزکاری بشور بساب وحمام.. دیشب توقطارکلی چشام سوخت فرداش از خاک روچادرم فهمیدم خاک بوده ... خلاصه ...

    ادامه مطلب
  • شوخی با مادر ها

  • نیلوبلاگ

    1 خداشانس بده:|بچه های مردمکار بد میکنن مامانشون دعواشون میکنه بعد میان میگن قهری؟ و در ادامه براش بستنی هم میبرن:| اونوقت من دیوار کوتاه خونه هستم برای مامانم:| تازه بعدشم من سکوت میکنم میرم تو اتاقم..کسی نمیاد ببینه من زندم:)) دیر هم برسم بخوام ...

    ادامه مطلب
  • خداحافظی+چالش زبان مادری

  • نیلوبلاگ

    دیروز بعد از مذاکرات من+1به نتایج جدیدی رسیدیم کلیک(تلگرام نیست قابل توجه:دی) خلاصه اینکه قرار شد که من از فضای مجازی برم! البته به همین سادگی ها هم نیست چون این وبلاگ ودوستام برام خیلی عزیزن! اما خب خودم این چندماه نمیام نت مگر خیلی کم..که اونم به این صورت که اول باید کلی نق بزنم تا رمز وبم بده بهم:| البته خدا خیرش بده تنها راهکار ممکن همین بود که رمز وبمو عوض کنه تا نتونم بیام:دی والبته کلی لایحه و قانونم گذاشتم برای طفلک..مثلا اینکه وقتایی دلم گرفت بهش پست بدم وب آپ کنه..یا وب دستان خالی لطف کنه و آپ کنه.. دیگه از فردا نیستم پنل بخوام خودم جواب کسی رو بدم:دی ولی اگه کسی چیزی گفت بهم میگه^-^وکامنتای پست هارو هم میفرسته برام..البته دیر به دیر:| خلاصه...

    ادامه مطلب
  • هدیه:)

  • نیلوبلاگ

    نیت کنید... از1تا496 یک عدد بگید:) براتون فال بگیرم:) بیت اول شعر مینویسم براتون بتونید شعرشو سرچ کنید ولی معنیش کامل مینویسم:)...

    ادامه مطلب
  • روزنوشت

  • نیلوبلاگ

    1 استاد:یکی از نشانه های جذابیت... یکی از آقایون که تپله:سیکس پک!! _تو داری؟!:))) +واسه اون ایر بکه:))) 2 یعنی سرکلاسای گرامرای ما باید ببینید صرف کردن فعلارو..نشستیدند..داشتن مینشستندند.. 3 ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • بعضی روزها

  • نیلوبلاگ

    بعضی روز ها هم هست.. اخم هایت را در هم میکشی..با کوچک ترین حرفی بهم میریزی... وبعد ساعتغرقخودت میشوی ونمیدانی... این منبی قراراز چیست؟؟!! انقدر باخودت میجنگی که اخر چون طفلی خسته از حساب و درس... کوله ی منطقت را پرت میکنی گوشه ای و میروی سراغدل بیقرارت.. به نقطه ای خیره میشوی... بعد آرام آرام اخم هایت باز میشود صورتت راباران اشکخیس میکند.. به یادمی اوری این توی منطقی همه یتونیست... وایناخم هاوغرورظاهرت با چندورقخاطرهرنگ می بازد.. انوقت میفهمی چیزی راه نفس هایت را سد کرده.. چیزی دارد تمام نداشته هایت را قاب دیوار شکسته ی دلت میکند... هرمیخی که به خ...

    ادامه مطلب
  • روزنوشت(نمیدونم چندم)

  • نیلوبلاگ

    1یکی از مزخرف ترین کارا تو دانشگاه اینه که دانشجوها قبل ازینکه حتی بفهمن چه روزایی چه کلاسی دارن همون هفته اول گروه تلگرامی و... تشکیل میدن!!یه دوست خیر(!)پیدا میشه که برگه میده شماره هاشونو مینویسن بچه ها:| ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • روز نوشت:))

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هدیه تهرانی | هدیه تولد | هدیه روز مادر | هدیه چت | هدیه روز مرد | هدیه ولنتاین | هدیه تهرانی و همسرش | هدیه روز پدر | هدیه برای آقایان | هدیه رایتل