_وای سمیرا چه هلویی شدی!
+بودم!
_اوه برو ببینم بچه پررو..بچه ها امروز سمیرا معلومه اعصاب نداره طرفش نرید من اینو میشناسم ازمن گفتن بود,
الان مثل باقی روزا مهربون و خوش خنده نیستا!میبلعه!
بچه های سال پایینی یکم ازم فاصله گرفتن با حالت تصنعی ترس..
پوزخند زدم زل زدم بیرون
+نمیری یاسی!
_نمیمیرم من تا حلوای تو یکی رو نخورم نمیمیرم!
+پنجشنبه میرم هفتمش..نه برای خوردن حلوایی که میخواست زودتر بخوره ولی عمرش کفاف نداد!
چقدر این چندوقت آهنگی خفگی با حالم هماهنگه..
تن من رگ نداره!تیغ نزن!
ما را در سایت ازیناست که میگم نخونید:) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 264