:/موقت - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:59
تصورکنید من کلاس ادبیاتم الان استاد هردوساعت بدون دقیقه ای استراحت حرف میزنه:/دقیقه ها راست میگم.. موندم چرا دهنش کف نمیکنه:/ چ کنم:/ ولی ساختمان اقتصاد که کلاس ادبیاتمون اینجاست..اینترنت داره^_^
اصلا خدای استعداد:دی - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:57
من بسی بچه هنرمندی بودم:دی مهدمیرفتم ایناروکشیدما..منتهی یهو هوا سرد شد شکوفه های استعدادم سرمازدشون دیگه همش بر باد رفت:/ یه امروزو داشتم مثه بچه خوبی ازسحر درس میخوندم داداشم نت وصل کردنمیزارن که من ترقی کنم:/ ادامه مطلب
کلاسه؟؟نه بابا:| - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:57
part1:| استاد عصبانی از حرف زدن بچه ها.. سوال میپرسه..حاج عباس(صداش میزنن حاج عباس)بالحن جدی از آخر کلاس: استاد نورافتاده توعینکتون ما نشنیدیم صداتون رو! کل کلاس:| part2:| _آقای ایکس اگه میخواید اهنگ گوش کنید از کلاس برید بیرون +استاد خاموشه همینجوری توگوشمه حاج عباس:راست میگه استاد من شنیدم صداش کم...
دیر وقت است آرام بگیر - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 5:45
هنوز هم حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی.. دیروقت است,آرام بگیر.. بگذار این امشب را آسوده بخوابم.. +بچه بودیم شبامون ترس غول وسایه های خیالی بود.. حالا شبامون شدن هجوم بیرحمانه هزاران درد...اما واقعی تر از همه خیالات کودکانه.. میدونی انگار یک من دیگر شب ها به این کالبد خسته باز میگردد...یک من پردر...
اعتماد به سقف - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 5:45
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
سه تا چیزی که خیلی دوست دارم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 15:04
:) ادامه مطلب
به من نگاه کن - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 8:28
این چه فرم نبودن است؟! به من نگاه کن!! نیستی.. اما هستی!
حال من بد نیست غم کم میخورم(شعر) - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 8:28
حال من بد نیست غم کم می خورمxa0 ... کم که نه! هر روز کم کم می خورم آب می خواهم، سرابم می دهند ... عشق می ورزم عذابم می دهند xa0 خود نمی دانم کجا رفتم به خوابxa0 ...xa0 از چه بیدارم نکردی؟ آفتاب!!!! خنجری بر قلب بیمارم زدند xa0...xa0 بی گناهی بودم و دارم زدند xa0 دشنه ای نامرد بر پشتم نشستxa0 ...xa0 ...
میخواستم بگم حواسم هست... - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 8:28
۱۲روز از محرم گذشته.. میخواستم بگم میدونم یه شب از مراسمایی که رفتم از رو اخلاص نبود.. میخواستم بگم میدونم گریه هام اشکام همشون برای دردای خودم بود..اون لرزا اون اشکا.. میخواستم فقط بگم بدونی آقا حواسم هست.. حواسم هست.. هست..
خصوصی.. - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 20:06
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
الهه ناز3(رمز همونه) - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 5:05
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
هیچ.. - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 5:04
هرچند آن آرام دل دانم نبخشد کام دل نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم دلم گرفته بود..هوس فال گرفتن کردم این بیت اومد:) +هیچ بگذریم...
بعضی روزها - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 10:54
بعضی روز ها هم هست.. اخم هایت را در هم میکشی..با کوچک ترین حرفی بهم میریزی... وبعد ساعتغرقخودت میشوی ونمیدانی... این منبی قراراز چیست؟؟!! انقدر باخودت میجنگی که اخر چون طفلی خسته از حساب و درس... xa0کوله ی منطقت را پرت میکنی گوشه ای و میروی سراغدل بیقرارت.. به نقطه ای خیره میشوی... بعد آرام آرام اخم...
روزنوشت(نمیدونم چندم) - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 21:42
1یکی از مزخرف ترین کارا تو دانشگاه اینه که دانشجوها قبل ازینکه حتی بفهمن چه روزایی چه کلاسی دارن همون هفته اول گروه تلگرامی و... تشکیل میدن!!یه دوست خیر(!)پیدا میشه که برگه میده شماره هاشونو مینویسن بچه ها:| ادامه مطلب
کمک کن.. - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:52
خدایا قدم اول من برداشتم..میدونی تو میدونی چقدر سخته.. کمک کن خداجون.. نزاردلتنگی ازپا درم بیاره:'(
من جایگاهم بالاتر ازینه که الانم!:) - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 17:21
امروز روز اول دانشگاه بود.. رفتم سرکلاس... اما از اولش تا اخرش فقط یه جمله تو ذهنم بود.. من جام اینجا نیست! تواناییم بیشتره..من ادمی با اعتماد به نفس خوب نیستم متاسفانه.. اما امروز مطمئن به خودم میگفتم من لیاقتم بیشتر ازینه!! مطینم بیشتره..نه اینکه دانشگاه دانشگاه مطرحی نباشه یا رشته..نه!من میدونم ا...
بن بست بی کسی - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:41
این روزها دلم محتاج غریبی است.. که در فریاد سکوت بیراهه ها.. جایی درست در بن بست بی کسی.. مرا دریابد.. و من را که از فرار ناممکن بن بست ها عاجز مانده ام.. در آغوش گیرد.. تا حکم پایان این سکوت تلخ تنهایی.. باشکستن غرور درچشمانم همراه شود.. غرور ترک خورده ای که مدت هاست در انتظار فروریختن است.. ورهگذر...
دیگه صدات نمیکنم.. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:19
بی صدا اشک میریزم.. به خودم میگم این دفعه که اومد میارم میشونمش تو بغلش گریه میکنم بی هیچ حرفی.. دلم بغل میخواد.. مثله بچه ای که تو شلوغی خیابون گم شده ونیاز به یه همدم داره.. در اتاقم باز میشه.. اما بی اختیار دستمو میزارم روپیشونیم تا جلو چشمامو بگیرم نبینه اشکامو.. آخ لعنت به من.. لعنت به این درد ...
من باشم وتو - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:19
دلم میخواهد شب باشد.. من باشم وتو.. به خیالم تو خواب باشی.. نگاهت کنم.. آرام ببوسمت.. نوازشت کنم.. وآرام بگویم دوستت دارم.. وتمام حرف های دلم را که نگاهم میکنی نمیتوانم بگویم.. عاشقانه نجوا کنم.. وتو درسکوت بشنوی واز عشقم سرکیف شوی.. اما چشمانت را باز نکنی وبه خیالم خواب باشی.. من هم به خیالت ندانست...
هیچی یعنی.. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:19
من میگویم:هیچی هیچی مثل همیشهxa0یعنی باز بپرس..یعنی نزدیک تر شو.. یعنی مهربان باش..! یعنی مهربان باش..! متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توس...

برچسب‌های مرتبط

کاش میشد | کاش میشد باز کودک میشدیم | کاش میشد زندگی تکرار داشت | من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم | you love them me before you | you love them as you love me | you love them | مومن از عشق است | عشقتك عشق مؤمن | عشق مومن