گول نزن.. - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 10:46
هیچوقت درک نکردم واژه ی نمیرسم رو.. وقتی کسی که دوست داره برات وقت نداشته باشه.. یعنی یه ادم توی 24ساعت روز برا ادمی که دوسش داره قد یه حال و احوالم وقت نداره؟حتی درگیرتریش مسخرست.. یا آدمهایی که مرا
یاسمین - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 10:46
پارسال وقتی فهمیدم باور نکردم،فکر کردم بازم یکی از شوخی های مسخره است. اما وقتی اگهی ترحیمشو دیدم شوک شدم.. تنها چیزی که به ذهنم میومد یه کلمه بود،چرا؟؟؟ وقتی پرسیدم گفتن از دانشگاه میاد ومیگه سردردم
تنهایی من.. - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 10:46
-دقت کردی وقتایی که ناراحتی،چقدر باید نازتو کشید آخرشم حرف نمیزنی؟ +یکی دیگم اینو بهم گفته بود.. -بابا تو دختری خیر سرت یکم گریه کن ناز کن الکی ناز بیا گریه کن. +اینم آشناست،یکی گفته:) -میخوای به همی
ارادتمند بهارنارنج - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 10:46
1 زیر پستی که زن از کشتن دخترش برای جلوگیری از کشته شدن جوانان دو قبیله صحبت کرده است شخصی نوشته: زیاده روی در دین یعنی همین حالا سوالاتی که مطرح میشود این است اینکه خود زن گفته بخاطر رسوم قبیله است
مترسک کجایی؟ - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
کسی از مترسک خبر داره؟؟ تعمیرات مترسک شده مثل این پروژه های شهرداریxa0 بابا یه وبه ها سایت آمازون یا سنجش نیست به خدا:| اا:|
هراس تنهایی - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
قبل رقصیدناز جیب این کتی که سال ها نپوشیده بودمشپروانه ای یافتم کهجز خرده رنگ هایی به هم ریختهسرِ انگشتانم،چیزی از بال برایش نمانده بود.بگذار بنشینمدست هایم صورتت را قاب گرفته،دارم نوازشت می کنم اماحالم اصلا خوب نیست.فکر می کنموقتی زنی گونه اش برق می زند،رنگیجاییاز هراس تنهاییپریده.
به وقت شام یا دورهمی وبلاگی؟! - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
همینطور بی مقدمه بگم ک پوشیدم که به سانس ساعت4 قرارم با مریم برسم! پسر خالم بود نشستم کنارشون گفت:میخوای با خاله بیام برسونمت هوا داغه،میری دانشگاه؟؟ گفتم نه سینما،که گفت سینما؟؟؟پس باهمون تاکسی برو:|:)) خلاصه بلاخره رسیدم مریمو دیدم و رفتیم فیلم ببینیم خب فیلم به وقت شام غمگین بود..من تمام مدت خیره...
بهارنارنج را چگونه میپندارید؟ - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
راستش دیروز که مریم دیدم یه بحث جالب پیش اومد که وسوسم کرد نظر شمارو هم بدونم. مریم اولین حرفی که راجع به تصورش از من گفت این بود که:خیلی ازونچه تصور میکردم خوشکل تری! راستش با اون خیلییییی که گفت تو دلم گفتم مگه منو چی تصور کرده بود؟:| گذشت و گذشت تا مریم دلو زد به دریا گفت اوایلی که وبت میومدم اصل...
بلاخره گفتم اینو بگم بهتون:) - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
راستش همیشه دلم میخواست بلاگرارو از نزدیک ببینم.. گاهی هم حتی اواتار بعضیارو میدیدم پیش خودم میگفتم هدفش از انتخاب این عکس چی بوده؟! حالا میخوام جسارتشو پبدا کنم و ازتون چیزی رو بخوام اول اینکه،اواتارتون دقیقا چیه و هدفتون و چرایی انتخابش که عمومی بگید دوم اگر دوست داشتید عکستونو خصوصی برای من بفرست...
خراب نکنید.. - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
خراب نکنید! عرضه دوست داشتن اگر ندارید..توان نگه داشتن اگر ندارید، خراب نکنید احساس پاک ادم هایی که..بعد از شما واقعا میخواهند عاشقی کنندxa0
دندون عقلتم بیبی طوره کوشولو:| - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
اومدم دندون پزشکی که دختر عموم هست..(دخترعموم دندون پزشک نیست) بعد شاید7/8سال اومدم دندون پزشکی!:| بس که من خاطره تلخ دارم از دندون پزشکی!تازه تصورکنید انقدر اذیتم کردن در بچگی(مدرسه هم نمیرفتم حتی) که مامان بابای من با این حد از بیخیالی با یادآوریش عذاب وجدان میگیرن میگن مارو ببخش:)) گفتن دندونات م...
شب نوشت+link - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
1 تو خط نشسته بودیم با زینب داشتیم از گلزار برمیگشتیم..انقدر شلوغ بود که یهو زینب یاد یه اهنگ افتاد یه تیکشو خوند که من گفتم نه این قشنگ تره!وشروع کردم خوندن با صدای اروم،که زینبم شروع کرد،صدامون رو فقط اونایی که تا یک متریمون بودن میشنیدن همونجور که میخوندیم چند نفر برگشتن نگامون کردن و لبخند زدن.....
موقت و موقت پست یک درد ماندنی - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 2:25
داغ بی لیاقتی و بی چشم و رویی بعضیا انقدر سنگینه که تا ابد با یاداوریش جگرت اتیش بگیره!
غر نوشت - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
1 من هرچقدر هم خودمو خفه کنم و بخورم چاق تر نمیشم:|رو50مونده!چرا؟ چون هر روز کلی راه میرم پاشنه هام سابید تو کفش:| هرچی به گوش بابا میزنم فقط سرتکون میده:| 2 دیگه نمیگم فلانی میای! خودم پامیشم میرم تنهایی آیس پک..مسجد..سلف آزاد..فست فوود..خرید و. xa0 قطعا دسته جمعی بیشتر مزه میده ولی چقدر بگی و نیان...
روز نوشت+عکس - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
دیشب با دخترخاله و پسرخاله xa0وداداش(2.4.15ساله)کلی بازی کردیم! خوابیدیم ساعت3:45بیدار شدم میگم چرا اذان نگفت بعد که ساعت دیدم هنگ کردم!نمیدونم الان خوشحال شم یا گریه کنم!چراشوبگذریم.. بعد صبح دیدم شکوفه های حیاط مادر بزرگ دارن چشمک میزنن! منم کاپشن داداش و پوشیدم و...:دی ببینید چه هنرمندیم^_^ البته...
خاطرات - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
همه ی ما سر خانه تکانیبا دیدن یک عکسمی نشینیمتلخ یا شیرینمی خندیم و هنوز گم خاطرات نگشته،زودxa0یک نفر می پرسدبیخود این همه وسیله نگه داشته ای که چه؟این را می خواهی؟کدام؟ایننهاین یکی چه؟نهبریزم دور؟برخاستهو آن عکس دوباره نیست می شود.مثل آهی که یک مرتبه در سالبه گلو سری می زند و زودخدانگهدار.آریوقت خا...
حیوان نباشیم(غر نوشت شدید ازنوع عصبی!) - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
ادمی نیستم که رو بندازم.. واگر رو بندازم کلی معذبم و به کسی رومیندازم که خیالم راحت باشه بد برخورد نمیکنه! با کلی دنگ و فنگ عمه قبول کرد مدلم بشه!انقدر پول داره که بره بهترین جا و براش مهم نباشه مدل من شدن! دوبار سر کارای دانشگاهم به لطف اونا درس گرفتم وگرنه کلی دوندگی بود و اخرش هیچی! اول مربی گفت ...
بعضی ادم ها - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
بعضی آدما با اولین نگاه تو دلت میشینن.. انگار با چشماشون بهت لبخند میزنن.. بعضی آدما نیاز به حرف زدن ندارن..ازهمون تلاقی چندثانیه ای نگاه هایی که سعی میکنیم حاشا کنیم کلی حرف میزنیم.. بعضی ادما هم هستن که هیچوقت میلی به کشفشون نداری حتی اگر هرروز ببینیشون.. اما بعضیا رو هرچند کم ببینی،هرچقدرم دور با...
چشم دل باز کن:)+صوت متن - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
از کجا باید آغاز کنم؟ از کدامین نقطه؟ شاید مضحک به نظر رسد اما همه چیز به همین نقطه آغاز بازمیگردد، به همین لبخند بهاری و اولین معنا از آغاز فصلِ زندگی؛ لحظه به لحظه زندگی را با همهی پستیها و بلندیهایش به سمت افق دیوانهوار طی میکنی، دردها را میفهمی، تلخیها را میچشی و آرزوهایت را درون قلب ات هر روز ج...
خاطره.. - تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 14:46
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ..

برچسب‌های مرتبط

کاش میشد | کاش میشد باز کودک میشدیم | کاش میشد زندگی تکرار داشت | من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم | you love them me before you | you love them as you love me | you love them | مومن از عشق است | عشقتك عشق مؤمن | عشق مومن